متن ضمیمه تعهدات
نکته مرتبط با موضوع در مواردی است که فرد مقابل شما دروغ میگوید. دراینصورت اگر شما در طی مذاکره متنی را تهیه کنید به عنوان متن مکمل و ضمیمه یا تعهدات {که اکیداً توصیه میشود برای موفقیت در مذاکره حتماً این کار را انجام دهید تا هم خودتان در مذاکره پیروز شوید و هم طرف مقابل بطور غیر مستقیم وادار به دروغگوئی نشود} و در این ضمیمه خلاصه مذاکراتتان را (که شامل تعهدات نمیگردد بلکه خلاصهای از گفتگوهای خودتان است) حتمأ در متن اصلی مذاکره یک بند قید کنید که انجام تعهدات مشروط به صحت متن ضمیمه میباشد. در اینصورت فرد مقابل دیگر نمیتواند دروغ بگوید حتی دروغ نسبی زیرا اصل تعهدات ملغی و منتفی میشود.
مثلأ در اصل متن تعهدات شما قید کردهاید فلان مقدار کالا به فلان قیمت خواهدی خرید. و در متن ضمیمه نوشته باشید فروشنده اعلام کرده است جنس ساخت ایران است. اگر بعدأموقع خرید متوجه شدید جنس ساخت ایران نیست و ساخت کشور دیگری است در این صورت موظف به خرید به همان قیمت نیستید زیرا که در اصل تعهدات قید کرده بودید متن ضمیمه باید مطابق واقعیت باشد درغیر این صورت تعهدات منتفی میشود و لازم الاجرا نخواهد بود.
اهمیت متن ضمیمه:
بسیاری اوقات طرفین مذاکره کننده از اهمیت جوانب مذاکره آگاه نیستند و این موضوع بسیار شایع است. مثلاً مطلبی درمذاکره غیره مهم به نظر میرسد لذا در متن اصلی تعهدات وارد نمیشود امّا بعداً یکی از طرفین متوجه میشود آن مطلب برای او بسیار مهم بوده و از آن در متن اصلی ذکری نشده است در حالیکه در ابتدا هر دو طرف چنین میاندیشیدند چون مهم نیست نباید در تعهدات اصلی ذکری از آن شود که در آن صورت بسیار عریض و طویل شده و مدتی طول کشیده و خواندن آن هم خسته کننده و عملاً غیر ممکن میگردد. لذا داشتن متن ضمیمه کاملاً لازم و ضروری است.
اکنون هم بسیاری قراردادها دارای متن ضمیمه است. مثلاً قولنامه خرید ملک فقط اشاره به پلاک منزل میکند و مشخصات دقیق منزل را به سند دفتر خانه ارجاع میدهد و در اینجا سند دفتر خانه نقش متن ضمیمه را ایفا میکند.
جنگ روانی ناشی از بی دقتی یا رودربایستی و خجالت شما
در طی مذاکره بسیاری اوقات ممکن است شرایط جانبی برای شما مناسب نباشد. درحالیکه برای طرف کاملاً مساعد یا بیاهمیت باشد، در این مواقع شرایط جانبی سبب میگردد شما قدرت تفکر مناسبی نداشته باشید لذا در تصمیمگیری دچار اشتباه شوید. این نکته مهم است که در صورت وجود چنین شرایط نامطلوبی تلاش کنید شرایط مناسبی پیداکنید اگر از سرو صدا و سیگار و غیره ناراحت و احساس بدی دارید با تقاضا به محیط آرام و بیصدا و عدم وجود دود سیگار و مزاحمتهای دیگر کاملاً آرامش را بوجود آورید و این حق شماست و باید از آن استفاده کنید.
اگر در محل مذاکره شرایط مناسب شما نیست چنین تصور نکنید طرف مقابل شما عمدأ شرایط نامطلوب را ایجاد کرده است تا علیه شما جنگ روانی ایجاد کند. بلکه شما اگر اقدام به رفع شرایط نامطلوب نکنید مقصر هستید و که به فکر موفقیت خودتان نیستید!
ممکن شما این چنین بیاندیشید: «اگر من به طرف مقابل بگویم شرایط این محل برای من مناسب نیست (مثلأ سروصدا مرا نارحت میکند یا بوی سیگار حواسم را پرت میکند) این درخواست دلیل ضعف من است و من نمیخواهم کار یکنم که او تصور کند من فرد ضعیفی هستم لذا بهتر است این شرایط را تحمل کنم» این اندیشه کاملأ اشتباه است. بدیهی است تصور دیگران از شما هیچ ملاک باارزشی نیست خصوصأ اگر آنان موافق شما نباشند بلکه {آنچه شما فکر میکنید صحیح و واقعیت است} ملاک عمل شما باید باشد نه نظر دیگران. هرآنچه در طی مذاکره بعلت کاهش کیفیت قدرت تفکر شما رخ دهد و متضرر شوید فقط و فقط خودتان مقصر هستید ونباید طرف را مقصر بدانید. حتی اگر میدانید طرف مقابل میداند موضوعی برای شما ناخوشایند است ولی علیرغم این آگاهیاش باز آنکار را انجام میدهد اگر شما از او نخواهید که آن موضوع را مرتفع کند و در انجام اینکار پافشاری و اصرار تا انجام آنکار از طرف او مقاومت نکنید فقط خودتان مقصر هستید و نباید او را مقصر بدانید.
امّا اگر هنوز این اصل مهم که "در زمان مذاکره باید با حداکثر قدرت تفکرتان اندیشه کنید" آگاهی ندارید یا خجالت میکشید چنین درخواستی کنید پس هنوز شیوۀ صحیح تفکر را نمیدانید {هر جائی نباید خجالت کشید بلکه فقط در صورت انجام کار گناه یا اشتباه باید خجالت کشید} بهتر است اصلاً مذاکره نکنید و این وظیفه را به عهده فرد دیگری بگذارید که این علم را دارد. درخواست اصلاح شرایط جانبی وظیفۀ شماست نه طرف مقابل . زیرا قطعاً شرایط برای طرف مقابل مناسب است و اگر مناسب نباشد خودش مسئول و موظف است که شرایط را برای خود مناسب کند.
جنگ روانی: طعنه زدن یا مشابه
از خصوصیت مذاکره لزوم تحمل در شرایط گفتگو است لذا در مذاکره تقریباً اکثریت قریب به اتفاق موارد طرفین میدانند برای ادامه مذاکره و نتیجه گرفتن از مذاکره که توافق نهائی است. هیچ طرف نمیتواند توهین و تحقیر واضح کند زیرا مذاکره سریعاً قطع شده و توافقی حاصل نمیگردد. لذا وقتی طرف مقابل احساس کند از موضع قدرت دور است و احتمال شکست خوردن در مذاکرات را دارد یا حتی مقدار کمی شکست یا امتیاز دادن برای او بسیار خفت بار و تحمل ناپذیر است مجبور به استفاده از روشهای غیر متعارف ولی نه در حد توهین و تحقیر واضح بلکه بصورت تحقیر غیر واضح یعنی طعنه و کنایه میگردد.
در این مواقع باید بدانید طرف مقابل چه درکی از مواضع و شرایط خودش کرده که مجبور به استفاده از روشهای فوق شده است. پس باید از اینکه در موضع قدرت هستید و مانند طرف مقابل از روشهای غیر متعارف استفاده نمیکنید خوشحال باشید واهمیتی به سخنان طعنهآمیز طرف ندهید. ارتشی که در جنگ برتری واضحی دارد هرگز خود را مجبور به استفاده از جنگ شیمیائی یا میکروبی نمیبیند.
{مطمئن باشید اگر طرف احساس قدرت میکرد (حتی اندکی) با سخنان طعنهآمیز خود را کوچک نمیکرد. و از این روش که برای خودش نیز استرسآمیزاست استفاده نمیکرد.}
روشهای مشابه طعنه زدن عبارتند از هنگام صحبت کردن شما هم زمان بافرد دیگری صحبت کند یا غذا و نوشیدنی بخورد یا پس از اتمام سخنان شما، از شما بخواهد مجدداً موضوع را کاملاً توضیح داده تکرار کنید.
|