جستجو درسایت
بخش
برای جستجو مناسب و دقیق در سایت کلمه مورد نظر جستجو را وارد ، بخش را انتخاب و سپس کلید جستجو را فشار دهید
 

 چه کسی دشمن ماست؟

سوال سوم مبحث خشم: چه افرادی بحث میکنند و چه افرادی جدل میکنند و فرق این دو کار چیست؟

1.    بحث و جدل کردن در کنترل ارادة بشر نیست اما با اطلاع از خصوصیات این دو وضعیت میتوان راه بهتر را انتخاب کرد.

2.     انسان تمایلی به جدل ندارد اما عواملی باعث تبدیل بحث به جدل میگردد عامل زمان بهترین معیار درک تبدیل بحث به جدل است. در صورت تبدیل بحث به جدل باید با آکاهی از تبدیل بحث به جدل از ادامة گفتگوی بیحاصل خودداری کرد.

3.    افراد تحصیل کرده خصوصأ اگر سوءنیتی نداشته باشند همیشه از جدل کردن خودداری کرده و در گفتگوها همیشه فقط بحث سازنده میکنند.

4.    اگر در حالیکه سعی میکنیم بحث کنیم اما فرد مقابل سعی در جدل میکند چون گفتگو بیفایده است اگر گفتگو را متوقف کنیم هرچند تحقیر شخصیت ما است (به نوعی تحقیر ما است که نشاندهندة ضعف دلائل ما و صحیح و قوی بودن نظرات فرد مقابل است) اما چارة بهتری نیست و لازم است از بحث خودداری کنیم.

در پاسخ سوال سوم مبحث خشم گزینة یک: این دو شرایط گفتگوی انسانها را نمیتوان از ابتدا پیش بینی کرد و بدیهی است تمامی انسانهای تحصیلکرده و عادی تمایلی به جدل (گفتگو به هدف قبولاندن افکار خویش به فرد مقابل بدون داشتن ادلة واضح و لذا نوعی دیکتاتوری در گفتگو. که عملأ بیحاصل بوده و فرد مقابل قبول نخواهدکرد) ندارند ولی عواملی سبب مبگردد گفتگوئی که در ابتدا بصورت صحیح یعنی بحث آغاز میگردد به جدل تبدیل گردد. لازم است این عوامل را شناسائی کرد و در صورت این تبدیل ناخواسته از ادامة گفتگو خودداری کرد. پس گزینة 1 صحیح است.

گزینة 2 عامل زمان به عنوان بهترین معیار درک تبدیل بحث به جدل بدین معنی است که به هر مقدار زمانی که انسان زمانی را در گفتگو صرف میکند توقع دارد بخشی از ابهامات رفع شده و بخشی از تفاوت دو دیدگاه دو فردی که به گفتگو باهم میپردازند مرتفع شده باشد اما اگر علیرغم گذشت زمانی تقریبأ ابهام مشخصی مرتفع نشده باشد و تفاوت موجود دو دیدگاه آن دو نفر بهم نزدیک نشده باشد یعنی علیرغم گدشت زمان (هزینه کردن قدرت تفکر هم نفر) نتیجه ای بدست نیاورده ایم! مانند دو انسانی که در حال دویدن به سوی هدف خاصی هستند اما پس از گدشت زمان هنوز همان مقدار فاصله ای اولیه را با هدف دارند! پس باید فورأ متوجه شوند دویدن آنها ایراد مهمی دارد که هنوز در همان جای اول هستند! پس در گفتگوی بین انسانها نیز اگر پس از گذشت زمان هنوز «حداقل نتیجة مورد نظر» را بدست نیاورده ایم فورأ باید از ادامة گفتگو خودداری کرد و یا به علت درجا زدن گفتگو پرداخت یا گفتگو را به آینده موکول کرد. پس گزینة دو صحیح است.

گزینة 3 نه تنها افراد تحصیل کرده بلکه همه میخواهند از جدل کردن (بحث دیکتاتور منشانه که عملأ بی نتیجه خواهد بود) خودداری کرده و در گفتگوها فقط بحث سازنده کنند اما بعلت ضعف علم بشر به شیوة گفتگوی مؤثر بحث به جدل تبدیل میشود و طرفیت از هم ناراضی و دلخور میگردند. پس گزینة سه اشتباه است.

گزینة 4 این تصور که «گاهی در گفتگوها یکطرف بحث کرده و طرف مقابل به جدل میپردازد» اشتباه است و ناشی از 1-دیدگاه مقصر بودن یک انسان و بیگناه بودن انسان مقابل است (دیدگاه قدیمی و ضعیف حل مسائل) است و 2-ناآگاهی از این مطلب هرچقدر انسان در کاری از نیروی تفکرش هزینه کند بتدریج خستگی فکری بر او عارض شده و توان فکری اش کاهش میابد و طرفین هر دو به هر میزان که از نیروی فکر خود کار میکشند با کاسته شدن کیفیت گفتگو، گفتگو از بحث به جدل نزدیکتر میشود و ربطی به یکی از 2 طرف ندارد. پس فراموش نکنیم هرگز در گفتگوها یکی از 2 طرف عامل جدل کننده نیست بلکه به میزانی که طرفین در گفتگو زمان صرف میکنند با خستگی فکری که تدریجأ ایجاد میشود هر دو طرف کیفیت گفتگویشان از بحث به جدل تبدیل میشود. اگر گفتگو را متوقف کنیم هرچند تحقیر شخصیت ما نیست. چون نشاندهندة ضعف دلائل ما و صحیح و قوی بودن نظرات فرد مقابل نیست بلکه علت در اشتباه بودن مسیر گفتگو است و باید گتفگو را متوقف کرد و به دنبال علت بی نتیجه بودن گفتگو پرداخت. مسلمأ همیشه یکی از دو طرف زودتر متوجه بی نتیجه بودن گفتگو شده و هر کدام از طرفین که متوجه شد وظیفه دارد فورأ فرد مقابل را به خاتمة موقتی گفتگو دعوت کند وفرد مقابل هم وظیفه دارد ضمن قبول دعوت از تصور اینکه خودش در بحث پیروز شده خودداری کند. زیرا تصور پیروزی یا شکست در بحث فراموش کردن یا ناآگاهی او از این است که این است که بحث مبارزة دو انسان نیست بلکه «تلاش 2 انسان برای کشف حقیقت و نزدیک کردن افکار خودشان به یکدیگر است انسانی که در آن لحظه قدرت فکری بیشتری هنوز دارد باید فرد مقابل را به کاری که سبب رفع خستگی فکری میشود مانند صرف قهوه شنیدن موسیقی و... دعوت کند و حتمأ لازم است با ذکر {اگر موافقید ادامة بحث را به بعد موکول کنیم} از ادامة بحث خودداری کنیم.

پس در مورد سوال سوم مبحث خشم گزینة یک و دو کاملأ صحیح است و گزینة سه اشتباه است و گزینة چهار برخی نکاتش صحیح و برخی اشتباه است.

با کسیکه فکر میکند ما دشمن او هستیم چگونه باشیم؟

ما باید آنقدر قوی باشیم که نیاز نداشته باشیم با کسی مبارزه کنیم زیرا کسی نباید وجود داشته باشد که بتواند با ما مبارزه کند! پس در اینصورت نباید دشمنی داشته باشیم زیرا کسی که دشمن دارد یعنی فردی وجود دارد که شایسته مبارزه با اوست! ما باید آنقدر قوی باشیم که هیچ کسی نتواند چنین شایستگی (شایستة رزم ما بودن) را داشته باشد، برای رسیدن به چنین مقامی نباید کسی وجود داشته باشد که دشمن ما باشد پس ما نباید هیچ انسانی را به عنوان دشمن خود بشناسیم زیرا که اگر چنین کاری کنیم (فردی را به عنوان دشمن خود بشناسیم) یعنی اقرار کرده‌ایم که آنقدر ناتوان هستیم که حداقل یک انسان وجود دارد که قدرت و لیاقت مبارزه با ما را پیدا کرده است و ما نباید چنین کاری بکنیم. هرچند ممکنست انسانی چنین فکر کند که دشمن ما است زیرا او قدرت خود را در حدی می‌بیند که ما را لایق مبارزه خود دانسته است که مسلم است که ما آنقدر قوی هستیم که لایق مبارزه با او هستیم ولی ما او را لایق مبارزه با خودمان نمی‌بینیم ولی بهرحال او مکرراً دور ما می‌چرخد که میخواهد با ما مبارزه کند و چنین به خودش القاء کند که او لایق مبارزه با ما است.

نکته بعدی (نکته دوم) اینست که ما با چنین انسانهائی که فکر میکنند لایق مبارزه با ما هستند چه کنیم؟

2-ما باید از دست او خشمگین نشویم در هر حالت و هر زمانی- زیرا که ما برای مبارزه اصلاً نیاز نداریم خود را خشمگین کنیم تا توان مبارزه پیدا کنیم چه برسد به کسی که لایق مبارزه با ما نیست!

3-مسلما وقتی از کسی خشمگین نیستیم پس قطعاً از او متنفر نیستیم. دراینصورت میتوانیم به او محبت کنیم و میتوانیم ضرباتی که او به ما زده است را نه تنها چشم‌پوشی کنیم بلکه مهمتر اینکه ضربه به خود حساب نکنیم! همانطوریکه او را دشمن خود نمیدانیم حرکت و رفتار او را هم ضربه به خود نمیشناسیم. «آیا وقتی چند فرد خشمگین با چماق به کوه ضربه میزنند، کوه عمل خنده دار آنان را ضربه به خود حساب میکند؟!»

4-دراینصورت به او وابسته نمیشویم و مواظب هر حرکت و رفتار او علیه خود (که او فکر میکند ضربه به ما است!) هستیم. در هر صورت خود را قوی میکنیم زیرا که قوی شدن یک فضیلت اخلاقی و مهمتر اینکه یک حرکت بسوی قادر مطلق خداوند است.

5-آماده هر گونه مبارزه او با خودمان نه! بلکه مسابقه او با خودمان هرچند که او فکر میکند درحال مبارزه با ماست- هستیم.

6-او فکر میکند که در مبارزه با ماست ولی ما فکر میکنیم که ما در مسابقه با او هستیم! او خشمگین و غضبناک میشود ولی ما از اینکه در مسابقه هستیم خوشحال و راضی هستیم! ما از اینکه او عصبانی میشود و اعصابش خرد میشود بر او تاسف میخوریم و آرزو میکنیم «کاش میتوانستیم او را آرام کنیم و مانند خودمان خوشحال و راضی بکنیم» او آرزو میکند کاش زودتر مبارزه تمام شود و آنچه خودش پیروزی تصور میکند بوقوع پیوندد اما ما آرزویی نمیکنیم فقط از اینکه در مسابقه ای شرکت کرده ایم که خداوند آن را بوجود آروده است راضی و خشحال هستیم زیرا میدانیم این مسابقه کسی که بوجود آورده است (خداوند) خودش بهتر میداند کی تمام شود، چگونه تمام شود، چه پایانی برای این مسابقه صلاح است!

پس چه کسی دشمن ماست؟

اگر کسیکه فکر میکند دشمن ماست در اشتباه است پس چه کسی دشمن ماست؟ آیا هیچ دشمنی برای ما وجود ندارد؟ مگر نه اینکه دنیا، دنیای مسابقه و تلاش است؟ ما باید با چه کسی مسابقه بدهیم که از او برنده بشویم؟

 ما باید با آنکه در تلاش است که ما را از همه خوشبختی ها و سعادتها دور کند مبارزه کنیم و در مسابقه با او برنده شویم! آن نیروهائی که ما را بسوی افسردگی و غم و اندوه و خشم میکشاند باید مبارزه کنیم، یعنی جهل بشر (یا افکار منفی) که در وجود ما وجود دارد و ما را بطرف «خشم اندوه و غم و نامیدی و تفرقه و دوری از بقیه انسانها و بدبینی به آنها» میکشانند مبارزه کنیم. جهل ما (یا افکار منفی) که ما را از هر حرکت و فعالیت مفیدی منع میکنند و ما را به رکود و سستی و ضعف تشویق میکنند،

پس ما با جهل انسانها (یا افکار منفی) که انسانها را بسوی نادانی میکشاند درمنیجه انسانها به غم و اندوه و سستی و ضعف، بدبینی و تفرقه سوق میدهد باید مبارزه کنیم!

ما با هیچ انسانی مبارزه نمیکنیم! ما از هیچ انسانی نه تنها کینه به دل نمیگیریم بلکه اصلاً خاطرة بدی نداریم بلکه مواظب با جهل (یا افکار منفی) که در برخی انسانها نفوذ کرده و آنها را متناوباً در تسلط خودشان نگه میدارند هستیم و در تلاشیم تا در مبارزه با آنها پیروز شویم و بقیه انسانها را از جهل و افکار منفی و نگران کننده و غم و اندوه نجات دهیم!

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وب سایت مسیر اندیشه میباشد
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است
طراحی و پشتیبانی توسط : داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت