جستجو درسایت
بخش
برای جستجو مناسب و دقیق در سایت کلمه مورد نظر جستجو را وارد ، بخش را انتخاب و سپس کلید جستجو را فشار دهید
 

 چه موقع شوخی کنیم؟ چه موقع جدی باشیم؟

شوخی کنیم ولی حتماً بر پایه منطق، نه بر اساس هر القاء خارجی!

اگر شوخی کردن خوب است (بسیاری چنین فکر میکنند) اگر مودبانه باشد (که افراد شهرنشین خصوصاً تحصیلکرده ها به آن معتقد هستند) پس دیگر لزوم منطقی بودن آن چه لزومی دارد و اصلاً  یعنی چه؟!

اولاً پایه منطقی بودن شوخی یعنی چه؟

 هرچند ...

مولای ما امیرالمومنین (ع) به همین خصوصیت مشهور بودند که در هر موقعیتی که ممکن بود یعنی در بسیاری مواقع که اطرافیانشان ظرفیت آن را داشتند شوخی میکردند و بهمین دلیل اطرافیانی از ایشان که تصور میکردند ارزش و قرب هر فرد در جامعه فقط بر پایه قدرت فیزیکی و اجتماعی-شغلی-مقامی است، از اینکه ایشان چنین خصوصیتی داشتند اما آنها فاقد این خصوصیت هستند و در نتیجه ایشان در جامعه محبوبیت بیشتری کسب میکند برعکس آنها، بجای سعی و تلاش برای کسب این خصوصیت فرض را بر ناامیدی گذاشته و از تلاش برای کسب این خصوصیت صرف نظر کرده و درنتیجه چاره ای جز حسادت نمیدیدند و این خصوضیت ایشان ناراضی بودند. اما صرف نظر از این خصوصیت حضرت (ع)،

پایه منطقی شوخی یعنی اینکه چون ما انسانها همدیگر را دوست داریم و باید همیشه سعی کنیم زندگی را برای یکدیگر لذتبخش کنیم یکی از راههای مهم این کار شوخی کردن است پس همه ما انسانها باید سعی کنیم در هر شرایطی که بتوانیم ظرفیت شوخی کردن را به اطرافیان خود بدهیم (نه آنکه منفعلانه فقط منتظر باشیم آنها ظرفیت شوخی داشته باشند) تا آن مقداری که آنها ظرفیت شوخی دارند با یکدیگر شوخی کنیم تا زندگی لذتبخش گردد.

یک نکته مهم این است که هرچند بسیاری از ما ذاتاً دارای این خصوصیت هستیم که به افراد شوخ مشهور شده اند ولی نه تنها اصلاً دلیل نمیشود که بقیه ما انسانها نخواهیم این خصوصیت را کسب کنیم! بلکه کسب این خصوصیت کاملاً برای هر فرد شهرنشین و خصوصاً افراد تحصیلکرده که سعی میکنند هر کاری را بدون استثناء، بر پایه منطق و تفکر و اندیشه انجام دهند، کاملاً واجب و ضروری است. آیا یکی از ما قبل از فراگیری مهارت رانندگی فکر میکردیم: «فلانی بلد است. من که بلد نیستم یا او ذاتاً بلد است و این بهانه کافی است تا از فراگیری آن شانه خالی کنم!» اکنون که قرن بیست و یک است ما میتوانیم این مهارتها را کسب کنیم و باید کسب کنیم وگرنه از قافله تمدن و پیشرفت عقب میمانیم در حالیکه ما حداقل- مسئول هستیم در این قافله از همه جلوتر باشیم! یکی از نکات مهم در کسب این مهارت این است که همانطوریکه ما اگر ببینیم فردی در خطر تصادف است فوراً سعی میکنیم تا به او خبر دهیم و هرگز فکر نمیکنیم این احتمال وجود دارد که من نتوانم و لذا بهتر است از انجام اینکار منصرف شوم چون اگر نتوانم آن فرد به من اعتراض میکند که چرا نتوانستی به موقع و مناسب من را از وقوع این تصادف خبر کنی! و همچنین ما اگر در معرض تصادف باشیم و انسان دیگری سعی کند به ما خبر دهد اما نتواند به موقع خبر دهد و خلاصه علیرغم تلاش او تصادف بر ما انجام شود مسلماً به او اعتراض نمیکنیم: «چه بیعرضه بودی که نتوانستی مرا به موقع خبر کنی!» ما انسانها نیز اگر فردی شوخی کند تا زندگی به ما انسانها لذتبخش شود اما به نظر ما شوخی بیمزه ای باشد نباید به اعتراض کنیم: «چه شوخی بیمزه‌ای!»

شوخی بر پایه هر سیگنال خارجی یعنی چه؟ بسیاری مواقع ما در زندگی متوجه پیشرفتهای دیگران میشویم (فردیکه مقام و شغل مهمی دارد) یا خصوصیاتی که انسانی دارد (خانمی که چهره و لباس بسیار زیبائی دارد وخصوصاً کاملاً آرایش هم کرده است) یا احتمال کسب موقعیت و ثروتی در برابر ما محتمل است (اگر در بانک فلان پول بگذاریم مقدار زیادی پول جایزه میگیریم) در این شرایط مسلماً افکار منفی سعی میکنند ضمن القاء محرومیت ما از این امکانات، از روشهای آنان که غیرمنطقی است یعنی احتمال رسیدن پایدار و واقعی ما به آن امکانات نیست، برای رسیدن به آن امکانات پیروی کنیم. اما بر این پایه که نمیتوانند دلیلی برای مجبور کردن ما به پیروی از روشهای غیرمنطقی آنان پیدا کنند لذا متوسل به اجبار ما به شوخی میکنند تا ما را به این بهانه: «این گفتار فقط شوخی است پس هرچند گفتار غیرمنطقی است ولی ایرادی ندارد بگوئیم» در حالیکه چنین شوخیهای غیرمنطقی که هدف آنان لذتبخش کردن زندگی نیست (دلیل شوخیهای منطقی) فقط باعث القاء محروم بودن ما از برخی لذتهای زندگی مسشوند و نتیجه ای جز افسردگی یا خشم ندارد! پس کاملاً  لازم است از چنین شوخیهائی که فقط باز کردن دژ و قلعه افکار-مان بسوی نیروهای دشمن افکار منفی- است شدیداً خودداری کنیم!

چه موقع شوخی کنیم؟ چه موقع جدی باشیم؟

شوخی اگر باعث:

 1-رفع خستگی الف)فکری یا ب)بدنی گردد (وقتیکه انسان در اثر کارهای مکرر یا طولانی روزمره خسته شده است چه کار فکری چه کار بدنی)

2- اگر باعث رفع یا کاهش عصبانیت گردد (وقتیکه انسان بهر علتی چه سوءتفاهم چه ضعف در موضوعی، عصبانی شده است) بدیهی است که همیشه و خصوصأ در این موارد شوخی نباید القاء کننده تفرقه و جدائی انسانها باشد بلکه کمک به اتحاد و وحدت انسانها کند-

گردد، این شوخی در جهت کمال و ترقی و سعادت انسان است. اما اگر شوخی در مواقعی که انسان باید درباره یک موضوع مهم و با ارزش (کسب علم و دانش) باید دقت کند و حواسش را جمع کند، شوخی انجام شود چون سبب پرت شدن حواس از موضوع مربوطه میگردد (هم گوینده حواسش پرت خواهد شد و هم شنونده حواسش پرت خواهد شد) در اینصورت شوخی کردن اصلأ عاقلانه نیست!

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وب سایت مسیر اندیشه میباشد
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است
طراحی و پشتیبانی توسط : داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت