جستجو درسایت
بخش
برای جستجو مناسب و دقیق در سایت کلمه مورد نظر جستجو را وارد ، بخش را انتخاب و سپس کلید جستجو را فشار دهید
 

 شجاعت با ماجراجوئی خردمندانه چه فرقی دارد؟

شجاعت با ماجراجوئی خردمندانه چه فرقی دارد؟

شاید این 2 مطلب خیلی به یکدیگر مرتبط هستند ولی نکته مهمی بین این 2 متفاوت باشد: ما همه (چه مرد چه زن) در یکسری قواننین جامعه خود زندگی میکنیم که موظف به انجام آن هستیم. چون همه ما یکسان موظف به انجام آن هستیم چون مختار در انتخاب انجام یا عدم انجام آن نیستیم درنتیجه باید آن موارد را مگر استثنائی باشد موظف به انجام آنها هستیم و برای اینکه بتوانیم آنها را انجام دهیم باید از هر وسیله ای برای انجام آنها استفاده کنیم از جمله یکی از مهمترین آنها تقویت روحیه و انگیزه انجام آنها است به همین خاطر شجاعت مفهومی است که در جوامع لازم و ضروری شده است تا افراد جامعه به آن وسیله حود را موظف به انجام یکسری از کارها بدانند خصوصأ در شرایط سخت و دشوار. اما مواردیکه انسان موظف و مسئول انجام کاری نیست مگر به انگیزه عقل و اندیشه آینده نگری! در این شرایط مفهوم شجاعت ارتباطی با ایجاد انگیزه برای انجام آنکار ندارد. در این شرایط مفهوم «ماجراجوئی خردمندانه و اندیشمندانه» وارد کار میشود و انسان را موظف میکند برای سعادت خود و بقیه انسانها شجاعانه گام بجلو بگذارد و بدون هراس از هر مشکلی بسوی حل مشکلات تمام سعی و کوشش خود را انجام دهد. مواردیکه اصول و قوانین اجتماعی از جمله اخلاق (یکی از قویترین قوانین جامعه که بطور بینظیری بی نیاز از ضامن اجرائی است!) قدرت راندن انسان بسوی سعادت و خوشبختی را ندارند! در این هنگام است که فقط عقل و اندیشه خردمندانه برای انجام کارهایش (خوشبختی و سعادت) نیاز به اهرمی قوی دارد و این اهرم فقط  «ماجراجوئی خردمندانه و اندیشمندانه» است. هر انسانی که بتواند خود را به این سلاح مسلح کند خود  را از نیروئی شگرف و عجیب بهره‌مند کرده است.

نجات یک فرد اسیر خشم

با انسانیکه اسیر خشم شده است و نمیتواند درست فکر کند، چه کنیم؟ انسانی که در این شرایط افکار منفی او وی را اسیر کرده اند و فقط مشغول داد و فریاد زدن و فحش دادن است، چه کنیم؟ آیا ما هم مثل او کم کم خود را اسیر خشم کنیم و تدریجاً در اثر صحبتهای او عصبانی شویم؟ چون انسانی نتوانسته است خود را از دست خشم خود خلاص کند و عصبانی شده است ما هم مجبوریم مانند او عصبانی شویم؟ آیا راه حل بهتری است؟

اگر او را دعوت به آرامش کنیم و از او بخواهیم عصبانیت خود را کنترل کند چقدر موثر است؟ اگر از او بخواهیم منطقی فکر کند و عصبانی نشود چقدر موثر است؟ آیا آرام میشود؟

شاید بهترین راه حل از جائی شروع شود که ما، انسانی که هنوز عصبانی نشده ایم و میتوانیم منطقی فکر کنیم برای نجات یک انسان و ایجاد مودت و محبت بین انسانها، حاضر شویم یک قدم مهم برداریم و حاضر شویم کمی از آبروی خود برای رسیدن به این هدف باارزش سرمایه گذاری کنیم برای این هدف با ارزش (موقتاً) اجازه دهیم دیگران در مورد ما فکر کنند که ما کمی دیوانه هستیم! البته بعداً منوجه میشوند اینطور نیست حداقل اینکه ما انسانی هستیم که میتوانیم کار جدیدی انجام دهیم که به عقل دیگران نرسیده است!

چطور؟ در این شرایط {شوخی کردن با قالب جدی و عصبانی بودن} روش بسیار موثری است. با این روش حداقل و اگر ما واقعاً فرد بسیار بی استعدادی باشیم «خودمان عصبانی نمیشویم» اما اگر فقط کمی دقت کنیم بسرعت میتوانیم فرد خشمگین را آرام و منطقی کنیم.

«شوخی کردن با قالب جدی و عصبانی بودن» در این روش وانمود کنیم ما هم مانند او عصبانی شده ایم و خشمگین هستیم اما اینطور نیستیم ولی مهمتر اینکه باید شوخی و مسخره‌بازی کنیم! چرا؟ چرا مسخره بازی کنیم؟ آیا خشمگین وعصبانی شدن یک انسان کار مسخره و خنده داری نیست؟ پس ما هم این مسخره گی که او ناآگاهانه و ناشی از ضعف او بر کنترل افکارش انجام میدهد، کمی واضحتر به او نشان میدهیم تا بفهمد خشمگین و عصبانی شدن یک انسان چقدر کار مسخره و خنده داری است مانند انسانی که در مقابل یک آیینه می ایستد و در آیینه میبیند موهای شانه نکرده‌اش چقدر او را چقدر خنده‌دار و مسخره نشان میدهد، ماهم با آیینه شدن در برابر یک انسان به او نشان میدهیم این کار او، چقدر او را مسخره و خنده‌دار نشان میدهد! همچنین او متوجه میشود انسان میتواند چقدر قوی و نیرومند باشد که هیچ نیروئی نتواند او را (یعنی افکارش را) تحت تسلط خود درآورد!

 

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وب سایت مسیر اندیشه میباشد
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است
طراحی و پشتیبانی توسط : داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت