جستجو درسایت
بخش
برای جستجو مناسب و دقیق در سایت کلمه مورد نظر جستجو را وارد ، بخش را انتخاب و سپس کلید جستجو را فشار دهید
 

 تجاوز جنسی!!

تجاوز جنسي!!!

اين موضوع براي هر انساني موضوع بسيار ناراحت کننده است بطوريکه اين انديشه به هر فرد خطور ميکند (بنام پرهيز بسيار شديد از آن حادثه):

«اگر چنين اتفاقي رخ دهد بسيار حادثه مشمئز کننده_اي است. آنقدر ناراحت کننده و منزجر کننده است که من اصلأ نميخواهم حتي لحظه_اي در اين مورد بيانديشم زيرا حتي انديشه اينکه حتي به احتمال بسيار بسيار اندک مثلأ يک در ميليارد اين اتفاق در مورد  من رخ دهد، در اين مورد بسيار بسيار ناراحت ميشوم بطوريکه آرزو ميکنم که اصلأ زنده نباشم. اگر بتوانم حتي خودکشي ميکنم زيرا چنين زندگي با خفت و خواري در حد اعلا و حد نهايت ارزش زنده بودن ندارد.»

ما حق داريم در مورد اين حادثه به گونه ديگري فکر کنيم:

چنين اتفاقي عوارض متعددي دارد. در گذشته علم بشر خيلي محدودتر از اکنون بود و اين عوارض قابل جبران نبود. تنها امکان پيشگيري بود. درنتيجه آن نحوه تفکر فوق الذکر (پرهيز بسيار شديد از آن حادثه) که هنوز در بين انسانها متداول است، منطقي و لازم بود. اما اکنون که علم ترقي کرده است آيا بايد همانطور فکر کنيم؟ يا با ارزيابي هر عارضه به اصلاح و جبران آن بپردازيم. لازم است تک تک عوارض را مشخص کرده و راه حل هر کدام را بررسي و اصلاح (پيشگيري يا درمان) کنيم:

1- خاطره بد 2-حاملگي 3-آسيب جسمي اندام تناسلي 4-مسخره کردن ديگران پس از آگاهي آنان از وقوع چنين حادثه_اي 4-انجام يک رفتار لذت بخش بصورت مشمئزکننده و اجباري و ممنوع 5-وقوع يک گناه بسيار بزرگ 6-مشاهده اندام تناسلي جنس مخالف در شرايط ممنوع و نامطلوب

1.     خاطره بد: براي هر خاطره بد چه راه حلي بشر دارد؟ آيا ما انسانها براي خاطرات بد راه حلي نداريم. خاطره بد اگر در حد فوق تصور (غيرقابل جبران) باشد بنام خاطره مشمئزکننده و منزجرکننده نام ميگيرد. اما اکنون که علم پيشرفت کرده است آيا اين مسئله آنقدر بزرگ و غيرقابل جبران است که شدت بد بودن اين حادثه را بايد همچنان مانند قرنهاي گذشته در حد مشمئزکننده و منزجرکننده ناميد؟ يا فقط يک خاطره بد و نه در حد منزجر کننده و مشمئز کننده بناميم؟ وقتي ما خاطره بدي را خاطره مشمئزکننده و منزجرکننده نام ميدهيم در حقيقت اعتراف به ناتواني خود در جبران و اصلاح اين حادثه ميکنيم! چرا ما بايد آنقدر ضعيف باشيم که اعتراف به ناتواني خود کنيم و چرا به حل مسئله نپردازيم تا فقط در حد يک خاطره بد و نه مزجر و مشمئزکننده باشد؟در ابتدا نبايد به آن انديشه کنيم. در موارديکه آن فکر به ذهن ما وارد ميگردد از ادامه آن انديشه منفي و ناراحت کننده (با مشغول کردن خود بکارهاي ديگر) خودداري کنيم و از پيگيري آن فکر خودداري کنيم. طرز تفکر ضعيف با گذشت زمان موارد کمتري و با شدت کمتري آن خاطره منفي را به ذهن بشر يادآوري ميکند و بتدريج در حد فوق العاده اندک ميماند.

2.        حاملگي: مشکل حامله شدن بسادگي با مراجعه به پزشک حل ميگردد.

3.        آسيب جسمي اندام تناسلي: اين مورد هم همينطور.

4.     مسخره کردن ديگران پس از آگاهي آنان از وقوع چنين حادثه_اي: البته اين مسئله توسط کساني انجام ميگيرد که با فرد عناد و مخالفت دارند. مسلمأ ميتوان از افراديکه با ما مخالفت و عناد دارند دوري کتيم، زيرا که اين افراد در هر صورت عناد و مسخره کردنشان را انجام ميدهند فقط نوع مسخره کردنشان تفاوت دارد. مخالفين ما بهرحال براي مسخره کردن ما موضوعي پيدا ميکنند و اگر اين اتفاق رخ نميداد قطعأ موضوع ديگري پيدا ميکردند و بدان وسيله ما را مسخره ميکردند. ما در مقابل چنين افرادي چه کار ميکنيم؟ همه ما راه حلهاي مناسبي داريم مانند بي"اهميت بودن يا جواب دادن يا تلافي کردن يا غيره. معمولأ تعداد افراد مخالف هر فرد بسيار کم ميباشد +معمولأ با آن افراد معاشرت بسيار کمي دارد + «داشتن تعداد مخالفان متوسط (خصوصأ زياد)» يک ايراد مهم براي هر فرد است زيرا که او نتوانسته است خود را با شرايط محيط اطرافش هماهنگ کند. پس ضروري است با مراجعه به روان پزشک روشهاي هماهنگ کردن خود را با محيط اطراف را بياموزد.

5.     انجام يک رفتار لذت بخش بصورت مشمئزکننده و اجباري و ممنوع: درنتيجه فرد تا مدتي نسبت به اين رفتار که بايد برايش لذت بخش باشد منزجرکننده ميگردد. اولأ نحوه اينکار که باعث ميگردد ما نسبت به آن، احساس مشمئزکننده پيدا کنيم همانطوريکه در مورد (1) بحث شد، ناشي از بزرگ و غيرقابل جبران فرض کردن ما در مورد آن موضوع است، درحاليکه اگر آن را غيرقابل جبران فرض نکنيم قطعأ فقط در حد منفي ميماند و نه در حد مشمئزکننده. ثانيأ در مورد اجباري و ممنوع بودن حادثه بايد توجه کرد فرد مورد تجاوز مرتکب خطائي نشده درنتيجه مقصر نبوده و احساس گناه در اين مورد فقط از القائات طرز تفکر ضعيف براي ايجاد غم و اندوه در ذهن او ميباشد و نبايد به اين طرز تفکر ضعيف توجه کرد.

6.     وقوع يک گناه بسيار بزرگ: اين انديشه که «فرديکه مورد تجاوز قرار گرفته است بهرحال تا حدي مقصر است» تا مدتي در ذهن فرد خطور ميکند اما مسلم است که اين گناه بزرگ فقط يک خطاکار دارد و آن فرد متجاوز است  و نه فرد مورد تجاوز قرار گرفته، پس بايد از احساس گناه در اين مورد نه تنها خودداري بلکه مقابله کرد زيرا چنين احساسي فقط از  طرز تفکر ضعيف ناشي ميگيرد. اول از همه بايد دانست هرچند اين انديشه تا مدتي در ذهن فرد خطور ميکند اما اين مدت موقتي است. براي مقابله با اين احساس بايد دانست:

·     خطور اين فکر موقتي است و در طي مدتي که اين فکر به ذهن فرد خطور ميکند فرد بايد از استقرار اين فکر خودداري کند. منظور از استقرار اين فکر «عدم ادامه دادن به اين فکر پس از خطور کردن به ذهن است و به محضي که فرد بياد مي"آورد».

·     خطور اين فکر مواقعي رخ ميدهد که فرد به کار غيرفکري مشغول است و همزمان تنها است. لذا از انجام کارهاي غيرفکري در تنهائي خودداري کند.

·     مواقع ديگري که اين افکار به ذهن خطور ميکند در زمان بخواب رفتني است که فرد بعللي نتواند بسرعت بخوابد. پس تا چند ماه طبق نظر پزشک از قرصهاي خواب"آور مناسب براي تسريع بخواب رفتن استفاده کند. علت اين است که در موقع بخواب رفتن قدرت عملکرد تفکر بشر تنزل ميابد زيرا که مغز در حال خواموش کردن دستگاههاي خود است.

·       مواقع ديگر تنهايي و بيکاري است. لذا از تنهائي و بيکاري شديدأ پرهيز کند.

7.     مشاهده اندام تناسلي جنس مخالف در شرايط ممنوع: در چنين مشاهده+اي فرد چون هيچ خطائي نکرده و اجباري بوده است مسلمأ هرگونه احساس گناه در اين مورد فقط طرز تفکر ضعيف است ولاغير. راه حل آنهم فراگيري شيوة تفکر برتر است.

مسئله تجاوز جنسي که هميشه از طرف جنس قويتر (مرد) عليه جنس ضعيفتر (زن ) رخ ميدهد از قديميترين ايام زندگي بشر وجود داشته است. تنها راهي که بتدريج بشر توانست براي حل اين مسئله ايجاد کند ايجاد نظم و امنيت در جامعه و عدم نياز جنس قويتر (مرد) به انجام چنين کاري بوده است. يک روش ديگري که بر پايه علم است آگاهي جنس زن و نيز مرد به خصوصيات تشريحي اندام تناسلي 2 جنس است:

توجه صرف به اين نکته که مرد قويتر است سبب گمراهي هر 2 جنس شده و درنتيجه مردان ضعيف اراده را به اينکار {تشويق کرده} و زنان ضعيف اراده را هم در برابر اينکار {محکوم و مجبور و بدون راه حل}، کرده است نکته در اينست {مردان  بعلت خصوصيات تشريحي خود در زمانيکه هدف تجاوز جنسي دارند در برابر جنس زن ديگر قويتر نيستند بلکه ضعيفتر هم هستند.} چرا؟

نه تنها بيضه مردان به ضربه بسيار آسيب پذير است و مرديکه بخواهد به زور به زني تجاوز کند ضربه پذير بودن شديد بيضه_اش نکته مهم منفي براي مرد است (هرچند مرد فقط تا زمانيکه هنوز اقدام عملي به تجاوز يعني دخول آلت به مهبل نکرده ميتواند بيضه خود را بين رانهاي خودش در برابر ضربه حفاظت کند اما در زمان دخول نخواهد توانست چنين کاري کند) اما مهمتر اينکه

مردان تا زمانيکه دچار نعوظ (شق و راست شدن) اندام تناسلي خود نشوند نخواهند توانست دخولي به مهبل زن بکنند. آلت تناسلي مرد در وضعيت نعوظ يافته دچار ضعف مهمي ميگردد که شديدأ در برابر حرکات کنترل نشده آسيب پذير خواهد بود. زنان اگر به اين مسئله تشريحي مردان هم آگاه باشند به اضافه چند مسئله ديگر بجز زمانيکه مرد مسلح به سلاح باشد نخواهد توانست تجاوزي به زن بکند.

راه حل عملي:

·      زن در زمانيکه متوجه شود مردي تصميم به تجاوز گرفته و فاقد سلاح است بايد توجه کند اگر ازآن مرد بسيار متنفر نيست و خواهان آسيب شديد و دائمي او نيست و فکر ميکند آن مرد بعلت فشارها و محدوديتهاي زندگي_اش تصميم آني به چنين کار احمقانه گرفته است و عميقأ مرد خبيثي نيست، زن با توجه به اينکه مرد پس از ارگاسم ديگر توانائي نعوظ تا چند ساعت (و حداقل نيم ساعت) ندارد بايد زمانيکه مرد نعوظ پيدا کرده است سريعأ اقدام به تحريک جنسي شديدي در مرد بکند بنحوي که مرد نتواند اقدام به دخول کند (يعني بعلت نزديک شدن يا رسيدن به ارگاسم -به روش ديگري- از دخول منصرف شود) مثلأ با مالش آلت نعوظ يافته_اش توسط دستانش يا مکيدن، آن چون سبب تحريک شديد و سريع مرد ميشود، مرد با وقوع انزال به اوج لذت جنسي ميرسد. پس از انزال آلتش از وضعيت نعوظ خارج شده و نخواهد توانست دخول کند. پس از خاتمه ارگاسم و انزال تا مدت زمان کافي توانائي نعوظ مجدد را ندارد.

·      اگر ازآن مرد متنفر باشد و اما خواهان آسيب شديد و دائمي او نباشد با توجه به اينکه آلت نعوظ يافته مرد فقط در همان زاويه نعوظ يافته که تقريبأ زاويه 45 درجه از قدام (يا جلوي بدن مرد) قرار ميگيرد است، حرکت آلت در زمان نعوظ به خارج از اين زاويه بسيار محدود است و در حد 10-15 درجه مقدور است و حرکت بيش از اين مقدار سبب درد واضح شده و همچنين ايجاد اجباري کمي زاويه بيشتر ميتواند سبب پارگي و شکستن آلت گردد. علت اين امر اينست که آلت در وضعيت نعوظ يافته ديگر جسم نرمي نميباشد و جسم سختي است که توان قبول حرکت زاويه ديگري ندارد. در اين شرايط زن ميتواند با گرفتن آلت نعوظ يافته، حداقل تهديد به شکستن آلت مرد کند يا حرکت ضعيفي برخلاف زاويه آلت بدهد که مرد را متوجه خطر کند. مردان همگي از نقطه ضعف خود خبر دارند و در صورت چنين تهديدي و خصوصأ با آگاهي از اينکه در صورت شکستن آلت مرد ديگر هرگز نخواهد توانست نعوظي داشته باشد و بسيار بندرت ممکنست نعوظ ناقصي داشته باشد ضمن اينکه خود شکستن آلت نعوظ يافته بسيار دردناک است! زن با آگاهي دادن اين خطر و تهديد مرد (هرچند که مردان غالبأ از اين عوارض بعدي آگاه هستند ولي همگي درد شديد آنرا فورأ حس ميکنند) ميتواند مرد را از اينکار منصرف کند. البته پس از منصرف کردن بهتر است تا زماني که آنها را به محل امني نرفته اند زن از رها کردن آلت مرد خودداري کند.

·      اما در شديدترين شرايط حالت که ازآن مرد بسيار متنفر باشد و خواهان آسيب شديد و دائمي او باشد زن ميتواند آلت مرد را بدون تهديد فورأ با حرکت در جهت زاوية ديگري بشکند يا شديدأ گاز بگيرد که البته بديهي است از وجدان و عدالت کاملأ بدور است، زيرا شدت آسيب اينکار در برابر آسيب به زن کاملأ کمتر است.

·      نکته کاملأ برعکس اينکه زنانيکه از اين نکته آگاه باشند ممکنست از اين علم و دانش خود عليه مرد سوءاستفاده کند، آنهم سوءاستفاده_اي که زنان بعلت عدم آگاهي از اين علم هرگز فکر نميکردند بتوانند همين کار را برعکس عليه مرد بکنند! بدين صورت که اگر زني در نزديکي مرد قرار گيرد بطوريکه بتواند با دستانش آلت يا بيضه مرد را بگيرد ميتواند اگر مرد فورأ از او دور نشود ضمن رها نکردن آلت يا بيضه يا هر دو به مالش آن بپردازد در اينصورت حتي اگر مرد نخواهد تماس جنسي با زن داشته باشد بعلت اينکه اگر مرد بخواهد از زن دور شود بيضه گرفته شده_اش توسط زن (حتي در زمانيکه آلت مرد نعوط نيافته) بيضه_اش در اسارت! زن خواهد بود و اجبارأ در نزديک زن خواهد بود. لذا زن اين امکان را دارد که با ادامه مالش بيضه و آلت مرد باعث نعوظ ناخواسته مرد گردد و سپس زن (بدون تمايل مرد) اقدام به داخل کردن آلت نعوظ يافته مرد به مهبل خود کند، درحاليک مرد امکان کاري برخلاف اراده زن ندارد. به عبارت ديگر زن با داشتن علم و دانشي به قدرتي برتر از مرد ميرسد! و ديگر تجاوز جنسي هميشه به معني اقدام مرد برخلاف اراده زن نبوده و برعکس هم مقدور ميشود! از اين نکته بايد مردان توجه کنند در شرايط مشکوک بيش از حد به زني نزديک نشوند. زيرا اينکار ميتواند عليه مرد باشد مثلأ زني با انجام اينکار از مرد عکسبرداري کرده و با تهديد به انتشار آنها باعث آبروريزي مرد گردد يا زن مبتلا به امراض صعب العلاجي جنسي باشد و مرد را مبتلا کند.

·      نکته ديگري که هر انسان پس از بلوغ لازم است بداند همين مسئله زاويه محدود حرکتي آلت نعوظ يافته است لذا هر دو جنس در زمان رابطه جنسي بايد کاملأ از بروز ناگهاني و پيش بيني نشده آلت نعوظ يافته مرد (در هنگام رابطه جنسي) خودداري کنند زيرا عوارض شکستن آلت نعوظ يافته شديد و دائمي است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وب سایت مسیر اندیشه میباشد
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است
طراحی و پشتیبانی توسط : داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت