جستجو درسایت
بخش
برای جستجو مناسب و دقیق در سایت کلمه مورد نظر جستجو را وارد ، بخش را انتخاب و سپس کلید جستجو را فشار دهید
 

 رابطة جنسي، آموزش آن يا کنترل آن؟

روابط جنسي

همانطوريکه افراد به تجربه (فراگيري کاري در حديکه فقط خودشان توانائي انجام کار را دارند ولي نميتوانند انجام آن کار را آموزش دهند) متوجه شده_اند در موقع تماشاي مسابقات ورزشي خصوصا تماشاي فوتبال اگر احساسات دروني خود را به زبان آورند آن احساس را قويتر درک ميکنند: وقتيکه فوتباليست گل ميزند اگر احساس خود را مبني بر تشويق او به زبان گوئيم (آفرين! عالي بود!) از آن جام گلي که او زده بيشتر لذت ميبريم و رضايت مييابيم!

همچنين در بازديد از گلفروشي اگر احساس دروني خود مبني بر ابراز زيبائي گلها به زبان آوريم (به به! چه گلهاي زيبائي!) بيشتر از زيبائي گلها لذت ميبريم! در هنگام رابطه جنسي نيز همينطور، اگر احساسات خود را حتي اندک از هر موضوعي به زبان آوريم لذت بيشتري ميبريم!

همانطوريکه تماشاگري که فوتباليست را تشويق ميکند از او توقع ندارد که فوتباليست از تماشاگر تشکر کند! يا بر سر فوتباليست منت نميگذارد! و انسانيکه از زيبائي گلي لذت ميبرد «تحسين زيبائي گل» را بدون هيچ توقع يا منتي به زبان ميآورد! در زمان رابطة جنسي نيز به همين دليل در زمان رابطة جنسي نيز نبايد تصور کنيم ما درعوض اين تحسين يا تشکر لطفي در حق جنس مخالف خود انجام داده‌ايم زيرا چنين تشويقاتي قطعاً اثر «ايجاد علاقه» در طرف ايجاد ميکند. اما مهم اين است اين تحسين سبب تشديد واضح لذت بردن ما (گويندة کلام و تحسين) ميگردد.

ضمنأ اگر ما انتظار خاصي از طرف داريم (مثلأ غير از روابط جنسي) که عليرغم چنين تحسين و تشکرهائي برآورده نميشود، حتما نياز به استفاده از روش ديگري ميباشد و در زمان رابطة جنسي مطلقأ به موضوعاتي غير از رابطة جنسي انديشه نکنيم زيرا چنين تفکر جداگانه‌اي سبب کاهش واضح لذت جنسي ميگردد و آن موضوعات در جاي ديگري بايد حل شود. بديهي است اگر روش حل مسائل ديگر موثر بود پس حتما اثرش را ظاهر ميکرد! لذا:

1)       به فکر روش ديگر حل مسئله خود باشيم.

2)     قطع ادامه اين روش يعني استفاده از روش «تلافي» {تلافي= بدي کردن به ديگري-يا قطع ادامه خوبي کردن به دليل ناتواني آن فرد در خوبي کردن به ما} اگر اين روش موثر است، اين روش را انجام دهيم. اول فکر کنيم سپس انجام دهيم! از جمله باعث تعجب طرف شده و بدون دانستن علت آن، احساس ميکند که ما او را بيدليل دوست نداريم (يا کمتر دوست داريم)

همچنين طرف با تحسين طرف آن فرد مقابل نيز حساس رضايت بيشتري ميبرد!

نکات عملي:

1-در هنگام رابطه جنسي از صحبت در موضوعات جنسي غافل نشويم و طرف را تحسين کنيم بدون توقع جبران به مثل، بلکه به هدف افزايش لذت بردن خودمان.

2-اگر مسئله_اي موجود هست (پس قطعا حل نشده!) پس راه حلي که قبلا بکار ميبرديم بيفايده بوده و بايد به فکر راه حل ديگري باشيم!

روشهاي علمي رابطه جنسي

1-انجام استحمام قبل از رابطه جنسي حتي اگر 5 – 6 ساعت قبل به حمام رفته_ايد مگر اينكه در طي اين مدت اصلاً عرق نكرده باشيد ولي بايد مطمئن باشيد كه در اين مدت تعريق نكرده_ايد (خصوصاً در اندام تناسلي ). زنانيکه خود را به شستشوي اطراف مقعد با صابون مايع پس از دفع مدفوع عادت نداده_اند قطعأ در زمان رابطة جنسي شوهرشان از تماس با باسن همسر خود پرهيز ميکند زيرا بوي نامطبوعش مرد را منزجر ميکند هرچند مرد هرگز اين موضوع را به همسرش نميگويد اما به اين دليل چندان از همسر خود لذت نميبرد. کافي است بار اولي که مرد در زمان رابطة جنسي صورتش را بطرف باسن زن ميبرد در حاليکه در حال لذت بردن از زيبائي باسن همسرش است و مشغول بوسيدن باسن زن خود است، ناگهان بوي نامطبوع مقعد، مرد را متعجب و منزجر بکند ديگر در هر رابطة جنسي از به طرف باسن زن رفتن پرهيز خواهد کرد اما هيچگاه رويش نميشود اين موضوع را بهمسرش بگويد. «استحمام گردن به پائين»: زنان غالبأ موهاي بلندي دارند و قبل از آميزش حمام رفتن را بدون شستشو و خيس کردن موها ميتوانند انجام دهند زيرا بدن اندکي هم عرق کند بوي نامطبوعي دارد. «در آغوش گرفتن بدن حمام رفته همسر» براي هم مرد و هم زن لذت بخش است اما اگر فرد حمام نرفته باشد چه زن چه مرد، ناخودآگاه آميزش را مختصر کرده و فقط به دخول و اندکي دستمالي اندامهاي اصلي تناسلي بسنده ميکند.

2-قبل از اقدام به در آوردن البسه خود حتماً مدتي با لباس مشغول رابطه زناشويي شويد و فوراً اقدام به خارج كردن البسه خود نكنيد. هنگام خارج كردن لباسها هم مرحله به مرحله لخت شويم يعني ناگهان لخت نشويم خصوصاً زن

3-بوسيدن و ماچ كردن يكديگر از ابتداي رابطه زناشويي از نكات بسيار مهم و ضروري است كه فقدان آن در بعضي موارد رخ مي دهد الف) دو طرف نسبت بهم علاقه معنوي چنداني ندارند ب) حداقل يكي از دو طرف پير است يا احساس پيري ميكند ج) اگر دو طرف قبلاً يكديگر را در زمان رابطه جنسي اقدام به ماچ كردن عميق و شديد ميكردند ولي اكنون تمايلي ندارند يك زنگ خطر بسيار مهم براي دو طرف است بايد فوراً به روانشناسي وارد در اين موارد مراجعه كنند تا مشكل ايجاد شده را مرتفع كند و گرنه در طول زمان علاقه در طرف بهم شديداً كاهش مي‌يابد.

4-اصلاح تمام بدن بطور اساسي و يا حداقل گاهگاهي لازم و ضروري است ترجيحاً خانمها اقدام به اپيلاسيون دائم كنند كه  نيازي به اصلاح مکرر نباشد و مردان هم همينطور.

5-مردان براي امكان انجام بوسيدن زنان بطور لذت بخش براي زنان، بايد اقدام به اصلاح صورت ( ريش و سيبيل را كاملاً از ته اصلاح كنند) و گرنه بوسيدن و ماچ براي زنان چندان لذت بخش نخواهد بود و هر چند براي مرد نسبتاً فرق نميكند ولي اينكار عادلانه نيست.

6-زنان موقع رابطه جنسي به سادگي اقدام به لخت شدن نكنند و منتظر باشند هر گاه مرد اصرار به لخت شدن زن كرد آنگاه تدريجاً اقدام به لخت شدن كند. چنين روشي باعث ميشود بدن زن براي مرد لذت بخشتر باشد. و هيجان انگيزتر در اصطلاح شاعرانه اينكار را عشوه زنان ميگويند.

7- موقع رابطه جنسي دو طرف نبايد اصلاً سكوت كنند بلكه بايد بجز در مواقعي كه نميتوانند صحبت كنند يعني موقع بوسيدن و موقع وقوع ارگاسم بطور دائم و متناوباً ( با فواصل زماني سكوت بسيار كوتاه) صحبت كنند. هر دو طرف (مخصوصاً در ابتدا مردان ) بايد در 3 موضوع صحبت كنند اولاً در مورد زيبايي كلي و زيبايي بدن و اندام تناسلي طرف ديگر و ثانياً علاقه به طرف ديگر ( عشق و دوست داشتن ) ثانياً موضوعات جنسي ديگر ( جك، شوخي ... )

نكته مهم ديگر در همين رابطه: ذكر اندام تناسلي در فرهنگ بسيار عاميانه، كه اصولاً به عنوان كلمات زشت و كريه تعبير ميشود عبارتهاي ادبي آن اندام تناسلي آلت ، مخرج ، سينه باسن واژن است. ولي هنگام رابطه جنسي اصلاً نبايد عبارتهاي ادبي آن را بكار برد. زيرا چنين كاري در اين شرايط به معني عدم علاقه فرد به اندام تناسلي طرف مقابل يا «حداقل علاقه» را معني ميدهند. در اين مواقع بايد حتماً از كلمات كاملاً عاميانه (يعني همان كلماتي كه بكار براي آن در ساير مواقع معني زشت و كريه ميدهد) بايد بکار برد. زيرا در اين شرايط بكار بردن آن كلمات عاميانه به معني علاقه هر فرد به طرف ديگر از جمله علاقه به اندام تناسلي او است و در اين شرايط ديگر اصلاً معني و مفهوم زشت و قبيح نميدهد، بلكه بر عكس به مفهوم و معني علاقه هر فرد به فرد ديگر است از جمله علاقه به اندام تناسلي آن طرف را ميدهد.

8-مردان براي جلوگيري از وقوع انزال زودرس اولاً ايجاد احساس فشار و تحريك خودشان را براي رسيدن به ارگاسم نكنند مگر وقتي كه زن به ارگاسم رسيد و ارگاسم زن در شرف اتمام است يا تمام شده است. ثانياً در صورتيكه مرد حدس ميزند كه ممكنست زودتر از زن ارگاسم شود بايد حواس خود را پرت کرده (يا ساير روشها موجود) بهر حال مرد نبايد فراموش كند كه هرچند بعضي از زنان عادت کرده‌اند با دخول آلت به واژن زن ارگاسم شوند اما برخي با مالش لبهاي تناسلي زن ارگاسم ميشوند يا غالبأ هر 2 روش. لذا بايد تلاش كند كه اول زن ارگاسم شود بعداً مرد ارگاسم شود يا سعي کند حتي_المقدور نزديک بهم ارگاسم شوند.

9-هر دو طرف بايد طرز فكر خود را نسبت به اندام تناسلي جنس مخالف اصلاح كنند بدين ترتيب كه اثر منفي در طول زندگي مبني بر زشت بودن اندام تناسلي جنس مخالف يا حداقل معمولي و بي_اهميت بودن آنها را خنثي كنند (که معمولأ در طول زمان رخ ميدهد يعني هر چه فرد سن بالاتري داشته باشد بيشتر اين عارضه ايجاد ميشود). بدين ترتيب كه بايد هر فرد اينگونه فكر كند كه اندام تناسلي جنس مخالف (در صورتيكه فرد نسبت به آن فرد جنس مخالف علاقه داشته باشد و آن فرد حمام رفته، تميز باشد) بسيار زيبا هيجان انگيز و جذاب و مورد علاقه او مي‌باشد. اين طرز تفكر مخصوصأ در سن بالاتر (حدودأ 30-40 و بالاتر) خود بخود بوجود نميآيد و فرد بايد خودش در افکار خودش تمرين کند و عادت دهد. درحاليکه در سنين جواني اين افکار مثبت خودبخود (بعلت محروميت فرد از رابطه با جنس مخالف) وجود دارد و نيازي به تمرين نيست اما در سن بالاتر حتمأ تمرين براي ايجاد چنين نحوة انديشيدن ضروري است.

10-اگر در موضوعات جنسي وقت کافي نداريم بهتر است که اصلاً انجام ندهيم. زيرا مسئله_اي نيست که نتوان صبر کرد و اورژانسي باشد. همچنين انجام دادن اين کار با شرايط نامناسبت چون سبب انجام اين کار به صورت کم_ارزش خواهد شد ارزش اين کار را خواهد کاست و سبب احساس اين خواهد شد که انسان يکي از مهمترين لذتهاي خدادادي را ديگر ندارد يا اصلاً از اول «احساس باارزش بودن» احساس غلطي بوده و اين نعمت خدادادي نعمت بي_ارزش است. 2-در اين موارد به مسئله ديگري فکر نکنيم. اين تصور که ««اگر در زمان رابطة جنسي به مسئله ديگري فکر کنيم نشان دهنده قدرت ما خواهد بود که ميتوانيم در يک زمان به 2 مسنله کاملاً جدا فکر کنيم!» تصور غلطي است زيرا لذت جنسي يک لذت ثابت و غير قابل تغيير نيست (همه يا هيچ صدق نميکند، بلکه تدريجي و قابل درجه بندي است هرچند در زمان حال کميتي براي آن بدست نياورده_ايم-.) اگر به موضوع ديگري هم فکر کنيم از شدت لذت کاسته ميگردد.  وقتي انسان از موضوعي لذت اندکي ببرد مسلما کم کم به اين فکر ميافتد که زودتر آن را خاتمه دهد زيرا که برخلاف تصورش ارزشي ندارد! نکته در اين است که انسان قدرت درک محدودي دارد و اختصاص دادن اين قدرت محدود به 2 موضوع جدگانه سبب کاهش ميزان درک از هر دو موضوع ميشود.

11- نكته_اي كه بايد در روابط جنسي رعايت كرد اينست كه هرگز روابط جنسي در هنگام نيمه شب كه معمولاً هر دو خسته حداقل يكي از دو فرد (معمولاً‌زن )‌خواب_آلوده است انجام ندهيم، چرا؟ در نيمه شب که گاهي مواقع مردان تحريك جنسي ميشوند و تصميم به روابط جنسي با زن ميكنند، معمولاً ‌زن خواب است و بيدار كردن زن براي انجام اينكار باعث ناراحتي زن ميگردد. چطور يك مرد ميتواند توقع داشته باشد زني كه خواب بوده است و به احتمال قوي زن در آن موقع تمايل جنسي ندارد بتواند با مرد خود عشقبازي كند؟ آيا اين عشقبازي است يا مزاحمت؟

عدم رعايت همين نكاتي كه شايد بنظر غير مهم برسد خصوصاً در صورت تكرار باعث كاهش شديد علاقه دو همسر بهم ميشود همچنين در هنگام نيمه شب چون حتي مرد هم تا حدودي ‌خواب_آلوده است لذا مدت زمان رابطه جنسي كوتاه خواهد بود و در نتيجه نه تنها زن بلكه حتي مرد هم لذت كمتري از رابطه جنسي مي_برد. بايد براي آنكه مرد در اثر عدم برنامه ريزي و لذا كاهش تعداد موارد رابطه جنسي، مجبور نشود ناگهاني و بدون برنامه_ريزي قبلي اقدام به رابطه جنسي نكند، قبل از آنكه فواصل رابطه_هاي جنسي طولاني گردد در فواصل كوتاه در زمان مناسب و با فرصت كافي اقدام به اينكار كرد كه رابطه جنسي در حقيقت عشقبازي باشد نه فقط دخول!

همچنين ايراد ديگر اين روش چون كاملاً تاريك است نه تنها چيزي از مرد را نمي‏بيند بلكه حتي مرد هم موفق به تماشاي بدن زن نميشود و در نتيجه لذت بردن نميشود. آيا عشقبازي كه هيچ، حتي چنين رابطه جنسي، لذت چنداني دارد؟؟

رابطة جنسي، آموزش آن يا کنترل آن؟

رابطة جنسي را بايد کنترل کرد يا آموزش داد؟ سوال بسيار مهمي است! قديميها به کنترل آن معتقد هستند ولي در قرن حاضر و آينده"گان به آموزش آن معتقد هستند. چرا اين تفاوت است؟ شايد به اين علت است که لذت و تمايلات جنسي که باعث نزديکي 2 انسان جنس مخالف ميگردد چون تحت القائات طرز تفکر ضعيف زودتر بکار مي_افتد و طرز تفکر ضعيف جز تفرقه بين انسانها و بدبختي آنان هدفي ندارند هرچند اين طرز تفکر ضعيف ممکنست در ابتدا باعث نزديکي 2 انسان جنس مخالف گردند اما خيلي زودتر از در نهايت سبب دوري همان 2 انسان جنس مخالف ميگردند. پس ما انسانها خصوصأ ما انسانهائي که وظيفه هدايت و رهبري انسانها را بعهده گرفته_ايم بايد قبل از آنکه طرز تفکر ضعيف کنترل انساني را در دست بگيرند قدرت فکر واقعي آن انسان که همان افکار انديشمندانه و تعقل و تفکر منطقي است (مثبت) را تقويت کنيم تا در برابر طرز تفکر ضعيف قدرتمندانه موفق به هدايت هر انسان گردند. بدين صورت که بجاي کنترل تمايلات جنسي بايد آنها را آموزش داد. وقتي تمايلات جنسي آموزش ديدند به طرف اتحاد انسانها و نه تفرقه بين آنها قدم برميدارند. اگر تمايلات جنسي انساني تحت طرز تفکر ضعيف او باشد و فقط نيروي اخلاق (و در افراد مذهبي نيروي مذهب هم ممکنست به کمک آن بيايد) تمايلات جنسي فردي را کنترل کنند بسيار در طول زندگي هر فرد ممکنست مواردي رخ دهد که اين نيرو يا حتي هر 2 نيرو (اخلاق و مذهب) نتوانند مانع غلبه طرز تفکر ضعيف بر افکار آن انسان گردند. مثالي که در عوام هم بسيار معروف است هرچند کمتر کسي جرات مطرح کردن و عنوان کردن آن را دارند مواردي است که مردي (حتي در مردان مذهبي هم اين موارد محتمل است) به مسافرت خارج از کشور يا مسافرت دوردست برود و همسر او نگران تمايل شوهرش به خانم ديگري -در طي مدتي که شوهرش از او دوراست- و ايجاد روابط جنسي شوهرش با زنان ديگر گردد و غالبأ زنان اصلأ تمايلي به مسافرت تنهاي شوهرشان ندارند مگر عوامل ديگري موجود باشد. در اين موارد بسيار محتمل است که نيروي اخلاق (و حتي اگر نيروي مذهب هم به کمک او آيد) توانائي مقابله با هجوم طرز تفکر ضعيف (در وادار کردن آن مرد به برقراري روابط جنسي با زن ديگري) را داشته باشد. شايد تقريبأ همه مسئولان اخلاق در جوامع بشري در اين گونه موارد و موارد مشابه راه حلي براي اين مبارزه ندارند و تنها راه را تقويت نيروي اخلاق و مذهب را ميدانند خوشبختانه علم پزشکي اندکي پس از ظهور امراض صعب"العلاج مقاربتي به کمک اين 2 نيروي ضعيف آمده است اما متاسفانه نيروي او هم توانائي چنداني به آن 2 نيرو افزوده نکرده است.

هدف ما از آموزش علم روابط جنسي اين است که جامعه براي تحکيم خانواده نيازي به گسترش اخلاق و مذهب نداشته باشد. اخلاق در جوامع از عصر کنوني به بعد توان گسترش ندارد زيرا اساس اخلاق بر سلسله دستوراتي است که پاية آن «الزام افراد به پيروي از دستوراتي است بدون آنکه خود را به دانستن علت انجام آن دستورات مقيد بدانند» در حاليکه از عصر کنوني بشر چون بسرعت علل وقايع زندگي خود را کشف ميکند به دانستن علت انجام هر کاري نيازمند است + اصل آزادي بر پاية دانستن علت انجام هر کار است، لذا حاکمان جوامع نميتوانند بر گسترش اخلاق براي ادارة حکومت و ادارة جامعه خود متکي باشند زيرا به سرعت به ناتواني نسبي اخلاق پي خواهند برد. اما به کمک علم ميتوان قوانين مفيد براي جوامع وضع کرد و چون علت آن دستور مشخص شده است (هرچند بديهي است هيچ چيزي مطلق نيست و بسيار ممکن است تغيير کند اما تا زمان تغيير ما موظف به انجام قانون هستيم) افراد خود را مقيد به انجام قوانين خواهند کرد و دولت چندان مجبور به کنترل افراد نخواهد بود. با گسترش علم روابط جنسي زوجين بدون پايبندي به اصول اخلاقي هم به يکديگر وفادار خواهند ماند. (از غير بي_نياز باشند) بديهي است ما نياز داريم اخلاق همچنان در جوامع حاکم باشند و مطلقأ از سست کردن اخلاق سودي نميبريم و بايد اخلاق را هم تقويت کرد اما بايد بدانيم براي ادارة موفق جوامع نميتوانيم چندان به اخلاق متکي باشيم و بايد بدانيم عمر اخلاق سر آمده و علم جاي آن را در حال گرفتن است همانطوريکه ساليان اخير در حمل و نقل ماشينهاي قدرتمند جاي اسب را گرفتند در عين حال توهيني هم به اسب نشده است. يا همانطوريکه انسان از سن بلوغ به بعد تدريجأ بجاي والدين به همسر نيازمند است و همسر توهيني به والدين نکرده است.

برخي مذهبيون قديمي چنين ميانديشندکه در اختلاف بين اخلاق و علم ترجيح به علم بجاي اخلاق، در برخي نويسندگان بعلت دين"گريزي آنان و ناآگاهيشان از قدرت اخلاق و مذهب است، در حاليکه آنچه آنان از آن بي"اطلاعند اين است که علم عناد و دشمني با مذهب و اخلاق ندارد. آنچه باعث شده آنان چنين تصوري کنند اين است ميانديشند علم ميخواهد جاي دين و اخلاق را بگيرد! درحاليکه اينطور نيست، ترس بيهودة آنان ناشي از شناخت ناقص آنان از علم است. بايد همه بدانيم هدف بشر نه دين است، نه اخلاق است و نه علم است، هدف بشر که سعادت و تعالي و رستگاري است فقط رسيدن به خداوند است. اگر از ابتداي خلقت بشر تا کنون اين وظيفه را مذهب و اخلاق به تنهائي انجام ميدادند از قرن 20 مشخص شد که علم آنچنان پيشرفت کرده است که ميتواند کم"کم اين وظيفه را بعهده بگيرد و اکنون که قرن21 است متوجه ميشويم که در تعالي و رستگاري بشر که همان رسيدن به خداوند است توان علم بيشتر از اخلاق و دين شده است.

 اگر ما قدرت تعقل و انديشه خردمندانه را در انسانها تقويت کنيم و نه کنترل افکار و تمايلات بگونه_اي که تمايلات جنسي کاملأ در حيطه تعقل باشد طرز تفکر ضعيف دچار شکست واضح و شديدي ميگردند که اصلأ تواتائي هيچ اقدامي را نخواهند داشت. بدين صورت که

1.     ما با تقعل و انديشه خردمندانة بايد تمايلات جنسي را تقويت و کنترل کنيم و نه محدود! بايدبا  نيروي عقل و انديشه به تمايلات جنسي ارزش دهيم و آنها را پست و کم ارزش قلمداد نکنيم. به انجام روابط جنسي که در راستاي اتحاد انسانها ميباشد (يعني رابطه جنسي 2همسر) ارزش داده دهيم. به کيفيت آنها اهميت دهيم و هر زوجي بايد بيش از آنکه به غذاي خود اهميت ميدهند به روابط جنسي خودشان اهميت دهند. آيا خوردن غذا با يکديگر به اتحاد يک زوج کمک ميکند يا لذت جنسي آنها بايکديگر؟ لذت جنسي که تنها در زمان رابطه جنسي کامل يا متعارف وجود ندارد بلکه در هر زماني که آن 2نفر در برابر هم هستند حتي در زمانيکه با يکديگر تلفني صحبت ميکنند و حتي وقتي به هم پيام"کوتاه ميفرستند، هم وجود دارد و تاثير دارد!

2.     هر زوج براي آنکه بتوانند تمايلات جنسي خود را تقويت کنند تحت تاثير زمان و افزايش سن کاهش نيابد به حفظ سلامتي جسم و فکر خود اقدام کنند و خرج کردن پول را در اين زمينه را بايد اهميت دهند. نه آنکه خرج کردن پول در جهت موارد ديگر مهم باشد.

آيا تماشاي فيلمهاي عاشقانه (خصوصأ با صحنه"هاي روابط جنسي) براي بالغين متاهل صحيح نيست و دور از شان فرد است؟ يا ايرادي ندارد؟

1-مگر چنين فيلمهائي چه نشان ميدهند که جذبه و تمايل در انسان به تماشاي آن ايجاد ميکنند؟

2-...... انسان از ديدن آنها در نهايت احساس خوشايندي نميکند و احساس گناه ميکند  و لذا حتي بالغين متاهل نيز از ديدن اين فيلمها احساس خجالت ميکنند؟

پس از 2 سوال متضاد فوق متوجه شديم که 2 نيروي متضاد در ديدن اين فيلمها بطور همزمان در انسان ايجاد ميشود که يکي احساس مثبت و خوشايند و ديگري احساس منفي و ناخوشايند است!

احساس مثبت و خوشايندي که در هنگام ديدن اين فيلمها در انسان ايجاد ميشود نمايش حداکثر 1-عشق و 2-ميل جنسي و 3-زيبائي است. اما احساس ناخوشايندي که در انسان ايجاد ميشود اين القاء است: « من از اين 3 موضوع مهم محروم هستم!» زيرا بهر حال نادر است انساني از هر 3 اين موضوعات مورد علاقه‌اش آنهم در حداکثر مقدار همزمان بهره‌مند باشد.

البته شايد گفته شود که اين يک القاء در اثر طرز تفکر ضعيف در انسان بوجود ميآيد که انسان خود را از دنياي اطرافش دلسرد و نااميد و افسرده مي_بيند ولي بايد توجه کنيم اولاً اين فيلم يک نمايش است و نه واقعيت. همچنين نکته مهم ديگر اين که آنچه ما مي‌بينيم ميتواند براي ما هدف و الگو باشد! يعني ما بايد بسوي حداکثر زيبائي و عشق و ميل جنسي حرکت کنيم! همانطوريکه انسان از ديدن هدف نبايد دلسرد شود که چرا به هدف خود نرسيده است و بلکه بايد حرکت را بسوي رسيدن به هدف قرار دهد.

همانطوريکه قائدتاً طرز تفکر ضعيف از يادآوري يک حقيقت درست، ميخواهند در ما نتيجه‌گيري غلطي کنند اينجا هم همينطور اين مطلب که « من از اين 3 موضوع مهم دور هستم!» صحيح است ولي نبايد نتيجه‌گيري کنيم که «من نميتوانم به اين اهداف خودم برسم پس بايد ناميد و افسرده و غمگين شوم» بلکه فقط بفهميم هدف ما اين است که به طرف اين 3 موضوع مهم بايد حرکت کنيم!

فيلمهاي عاشقانه با فيلمهاي پورنوگرافي-سکسي متفاوت است هرچند برخي صحنه"هايشان با هم مشابه است. بعضي مطالب در فيلمهاي پورنوگرافي (سکسي) نشان ميدهند که بهتر است کمي آنها را دقيقتر بررسي کنيم مثل

 نمايش 1-رابطه جنسي دسته جمعي (بيش از 2نفر) : چنين مواردي ميخواهند نشان دهند که با اين روش انسان ميتواند لذت جنسي بيشتري از حالت رابطه جنسي يک فرد با يک فرد دارد، ببرد. اين موضوع در جاي ديگري بررسي کرده‌ايم ولي بطور خلاصه هرچند انسان توان درک لذت محدودي دارد اما نميتوان با افزايش تعداد افراد، ميزان لذت را افزايش داد و واقعيت ندارد. هرچند در زمان حاضر دستگاه اندازه‌گيري کنندة ميزان لذت از جمله لذت جنسي وجود ندارد لذا همانطوريکه سازندگان آن فيلمها نمي‌توانند ثابت کنند رابطة جنسي دسته جمعي لذت بيشتري از رابطة جنسي 2 انسان دارد، ما هم که مخالف اين نظر هستيم هم نميتوانيم ثابت کنيم چنين چيزي صحت ندارد. لذا بايد صبر کنيم تا با پيشرفت علم بشر بتوانيم قدرت اندازه‌گيري لذت جنسي توسط بشر اختراع گردد تا معلوم شود کداميک صحيح ميگويند.

نمايش رابطه جنسي با حيوانات با اندکي تفکر متوجه مبشويم چنين رابطه‌اي لذت فوق‌العاده کمتري دارد پس اصلا بحث در اين مورد فايده ندارد!

نمايش رابطه جنسي با جنس موافق: همجنس بازي لذت کمتري دارد، اما در پاسخ به اين سوال که چرا برخي همچنس بازي را ترجيح ميدهند بحث مفصلي است که در جاي ديگري به آن خواهيم پرداخت.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وب سایت مسیر اندیشه میباشد
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است
طراحی و پشتیبانی توسط : داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت