اين طرز تفكر بايد بصورت تلقين انجام شود يعني بايد در طول روز چندين بار به خودمان القاء كنيم زيرا با اينكار موفق به خنثي كردن اثر مخرب افكار منفي بر ضمير نا خودآگاه خواهيم شد و اين كار يك جهش بزرگ در ايجاد علاقه جنسي براي جنس مخالف خواهد شد بطوريكه جنس مخالف، فرد را چندين سال جوانتر احساس خواهد كرد يا حتي فرد را كاملاً جوان احساس خواهد كرد حتي اگر سن او بسيار بالا باشد. افكار منفي در طول ساليان زندگي خصوصاً از سالهاي اواسط جواني (25 به بعد) براي تخريب نيروي جواني انسان و نزول انسان از جواني به مرحله پيري يكي از مهم ترين اقداماتي كه انجام ميدهند، رسيدن به اين هدف است كه انسان جذبه جنسي خودش را از دست بدهد لذا جنس مخالف فرد ديگر تمايلي به فرد نخواهد داشت يعني به تدريج جنس مخالف فرد علاقه كمتري به فرد خواهد داشت تا بلاخره علاقه كاملاً از بين خواهد رفت.
بدين منظور افكار منفي براي از بين برد جذبه جنسي فرد، متناوباً اقدام به يادآوري خاطراتي كه انسان در طول زندگي پيدا كرده است در رابطه با مسائل يا در مورد اندام تناسلي جنس مخالف ولي البته و صد البته نه خاطرات شيرين و لذتبخش بلكه بر عكس خاطرات ناراحتكننده و غمانگيز و يا مشتمزكننده و تنفرآور در رابطه با اندام تناسلي جنس مخالف.
همانطوريكه شايد متوجه شده باشيد كه چرا يك دختر ( يا يك پسر) نسبت به اندام تناسلي جنس مخالف خود تمايل و علاقه دارد و اين موضوع براي او هيجانانگيز است ولي يك خانم زن ( يا يك آقا – مرد) چنين تمايل و علاقه در حد و شدت دختر ( پسر) ندارد و چندان براي او هيجانانگيز نيست: زيراكه يك خانم ( يا آقا) در طول زندگي قطعاً خاطرات ناراحتكننده و اخبار و مشاهدات غمانگيز يا مشمئزكننده در مورد مسائل جنسي ( خصوصاً اندام تناسلي جنس مخالف) خواهد داشت ولي يك دختر ( يا پسر) چون تجربهاي نداشته لذا خاطرات و مشاهداتي اصلاً نداشته يا بسيار كم. هر چند آن طرف قضيه هم وجود دارد يعني يك خانم ( يا آقا) در طول زندگي خود خاطرات شيرين و لذت بخشي در مورد مسائل جنسي ( و اندام تناسلي جنس مخالف) هم داشته است ولي افكار منفي مسلماً اقدام به يادآوري متناوب خاطرات ناراحتكننده و مشمئزكننده ميكنند و به هيچ وجه اقدام به يادآوري خاطرات خوب و شيرين نميكنند!
لذا انسان بايد با اطلاع از نحوه عملكرد افكار منفي بر عليه خود ، بايد اقدام به خنثي كردن اثرات شوم و مخرب افكار منفي كه منجر به پير شدن جنسي انسان ميشود نمايد از جمله تلقين و يادآوري مثبت فوقالذكر مبني بر زيبا و جذاب و هيجانانگيز بودن اندام تناسلي. طرز تفکر ضعيف در ابتدا چنين به انساني كه به تازگي چند مورد رابطه جنسي داشته است القاء ميكنند: چون من چند بار اندام تناسلي جنس مخالفم را ديده و لمس كردهام ديگر چندان اندام تناسلي جنس مخالف براي من اهميت ندارد و معمولي است فيالواقع افكار منفي با القاء معمولي بودن و كماهميت و حتي بياهميت بودن اندام تناسلي جنس مخالف چنين در افكار انسان القاء ميكنند كه اگر با اين ديدگاه به اندام تناسلي مخالف نگاه كنيم نوعي بزرگ شدن انسان و رشد فكري انسان براي فرد ايجاد شده است ( كه نكته مثبتي –ظاهراً- است) دقيقاً همين القاء غلط در جواني كه به تازگي به سيگار كشيدن روي ميآورند وجود دارد بعلاوه چنين القاء غلط باعث ميشود انسان به تدريج تمايل كمتري نسبت به اندام تناسلي جنس مخالف و در نتيجه به خود جنس مخالف پيدا ميكند كه دقيقاً اين كاهش تمايل متوجه همسر انسان ( يا دوست دختر يا پسر) ميگردد كه (در نه چندان طولاني مدت) باعث تفرقه و جدايي فكري دو جفت از هم ميگردد و در نتيجه افسردگي انسان ميگردد. همانطوريكه بحث شد براي مبارزه با اين اثرات شوم افكار منفي بايد ( با استفاده از تمرين ) نسبت به اندام تناسلي جنس مخالف ديدگاه مثبت ايجاد گردد مثلاً اينطور فكر بكنيم: اندام تناسلي جنس مخالف (همسر يا جفت او و به حمام رفته و تميز باشد) بسيار زيبا جذاب هيجان انگيز و خوشمزه است نتيجه اين القائات مثبت علاقه بيشتر دو همسر و جلوگيري از بين رفتن عشق اوليه و باعث عدم تمايل انسان به ساير افراد جنس مخالف كه در دسترس انسان نيستند ( و تمايل به آنها فقط سبب افسردگي انسان ميگردد) ميگردد جنس مخالف در صورتيكه در شرايط مطلوب باشد ( جنس مخالف مورد علاقه و محبت من باشد و حمام رفته و تميز باشد)
اكنون جواب اين سوال مشخص مي شد كه چرا انسان علاقه دارد حتيالمقدور با جنس مخالف خود در صورتيكه كاملاً جوان باشد ( هر چه جوان تر – بهتر) رابطه جنسي بر قرار كند؟ و نيز اين سوال كه چرا ناخودآگاه عبارت {دوست دختر} عبارت جذابتر و شيرينتري است و انسان به آن علاقهمند است در مقايسه با عبارت {دوست خانم} !
از جنبه منفي پيري داراي ابعاد فيزيكي و بدني است كه براي جوان ماندن با ورزش، هورمون درماني جايگريني، پرهيز شديد و اكيد از تابش نور آفتاب و لبخند زدن شاد بودن و به سادگي خنديدن ميتوان آنها حفظ كرد يا بهبود بخشيد توضيح در مورد لبخند زدن:
لبخند زدن دائم: مسلماً حتيالمقدور با يادآوري به خود لبخند بزنيد تا بتوانيد دائماً لبخند داشته باشيد ) سبب اولاً از نظر فيزيكي و بدني مانع بروز علائم پيري در صورت ميشود= به صورت يك چين و چروك اطراف لب ناشي از انقباض لبها بصورت گرد در شرايط و وضعيتهاي استرس آور 2-افتادگي لپها گونه ناشي از انقباض لبها بصورت حالت مايوس اين دو وضعيت لبها كه انسان در طول روز – ساليان زندگي – بخود ميگيرد باعث ميشود علائم پيري در صورت انسان ظاهر شود.
ثانياً از نظر معنوي و روحي لبخند زدن باعث خنثي شدن اثرات افكار منفي ميگردد زيرا افكار منفي با القاءپيامهاي دائم مايوسكننده يا بدبينكننده سبب يأس و بدبيني و خشم نابجا در انسان ميشوند كه اين وضعيت در چهره باعث وضعيتهاي فوقالذكر در لبها ميشود همچنين در پيشاني و ابروها هم باعث انقباض آنها شده و حالت اخم در صورت را ايجاد ميكنند كه در طول زندگي باعث چين و چروك پيشاني شده و نيز ابروها به طرف جلو هيپرتروفي شده (افزايش بافت نرم و پوست ) و درآمده ميشوند كه از ديگر علائم پيري در صورت انسان است.
همانطوريكه مشخص شد افكار منفي باعث بروز عوارض در صورت انسان نيز ميگردند. پس يك از طرق ديگر مهم مقابله با افكار منفي و عوارض فيزيكي حاصل از آن که سبب پيري انسان ميشود، لبخند زدن است.
انساني که آموزشهاي فوقالذکر را ديده و فراگرفته باشد توان فکري بالاتري بدست خواهد آورد و درنتيجه قدرت فکري بالاتر حاصله خواهد توانست به آرزوئي که همه ما انسانها هرگز نداشتيم دست يابد! منظور از آرزوئي که هرگز نداشتيم يعني چه؟!! ما انسانها از دوران نيمهجواني متوجه اين حقيقت تلخ و ناراحتکننده و مأيوسکننده شديم که {بشر با افزايش تدريجي سن ميزان کمتري لذت از رابطه جنسي خواهد برد و اين قدرت را تدريجأ از دست خواهد داد.} و اين را بصورت حقيقتي غيرقابل تغيير که خداوند در ما انسانها بوجود آورده و راهحلي هم ندارد متوجه شديم و چون همزمان با کشف اين حقيقت تلخ متوجه هم شديم که اين واقعيت را خداوند در ما بوجود آورده و نميتوان تقصير اين حقيقت تلخ را به گردن او بياندازيم چون بديهي است که چه کسي توان اين را دارد از خداوند شکايت کند که خدايا چرا نعمتي به ما دادي که پس از چند سال از ما ميخواهي بگيري؟! سوالي که سوالکننده از ترس عظمت خداوند و غيرقابل تصور بودن {مقابله با خداوند}، هيج بشري توان تصور اين فکر مهيب و ترسناک را نداشته و لذا همه ما انسانها فورأ پس از کشف اين حقيقت تلخ (محروم شدن تدريجي از نعمت لذت جنسي در اثر کهولت سن) راه مقابلهاي با آن نه تنها پيدا نکرديم بلکه فورأ مطمئن شديم که نيروئي در پس آن واقعيت تلخ است و آن را حمايت ميکند که بشر کلأ ذرهاي توان مقابله با آن را ندارد (خداوند) پس تنها راهي که بشر برايش باقي ماند قبول کردن اين حقيقت تلخ و فراموش کردن تلخي شديد اين محروميت و «ممنوع کردن فکر کردن در اين رابطه» است! ممنوع کردن فکر کردن در اين رابطه نه تنها براي خود بلکه آموزش دادن اين روش تحمل اين محروميت به همه انسانها بعدي. البته پس از کشف داروهاي گروه «وياگرا» اندکي اين حقيقت دچار تزلزل شد و اميدهائي در بشر ظاهر شد که شايد اشتباه کرده اما فورأ متوجه شد اين کشف بسيار بسيار کمتر از ميزان لذتي بوده که او ميخواسته و در دوران جواني داشته است و دومرتبه ناميدي در بشر ظاهر شد.
اما انسانهائي که روشهاي جديد تفکر و نحوه مقابله با طرز تفکر ضعيف (که در حقيقت افکار ابتدائي هستند) را فرا بگيرند خواهند توانست عليرغم افزايش سن با ورزش و پرهيز از اثرات مضر آفتاب و... جسم خود را جوان نگه دارند و با آموزش و بکار بستن نحوه صحيح تفکر همچنان از رابطه جنسي لذتي بيابند همانند پسري که تاکنون نتوانسته بود هيچ دختر يا زني را حتي ببوسد در اولين باري که توانست با دختري آميزش کامل جنسي و بدون هيچ محدوديتي داشته باشد دچار هيجان شديد و لذت فراواني گردد که قبلأ برايش با هيچ چيز قابل مقايسه نبوده است، چنين لذتي را مکررأ در هر بار رجوع به همسرش درک کند! و همينطور همسرش نيز همين لذت فراوان را مکررأ درک کند. شرط اين امکان در صورتي ميسر است که انسان بتواند آنگونه که صحيح است، بيانديشد و مغلوب افکار ابتدائي و ضعيف (منفي) نشود و افکار قوي و مثبت را بدست آورد و منتظر آمدن افکار قوي و مثبت نباشد زيرا که اين افکار هرگز خودبخود نميآيند و او بايد بطور ارادي و با انديشه صحيح و درست روش بهتر انديشيدن را بدست آورده و آنگونه بيانديشد.
فيلمهاي سکسي
برخي افراد گاهگاهي به تماشاي فيلمهاي سکسي ميپردازند و برخي افراد اصلا تماشا نميکنند. هرچند اين موضوع در سنين جواني شايعتر است. افراديکه (از جوانان، زيرا افراد سن بالاتر اهميت بيشتري به وقت خود ميدهند و اين کارها را اتلاف وقت ميدانند) از تماشاي اين فيلمها خودداري ميکنند، دلائلي مانند از نظر شرعي تماشاي اين فيلمها حرام است، يا از نظر اخلاقي زشت است، اما افراديکه به تماشاي اين فيلمها ميپردازند مهم است که به چند نکته مهم در هنگام تماشاي اين فيلمها دقت کنند:
1- فيلمهاي پورنوگرافي معمولاً نکتهاي را نشان ميدهند مبني بر اينکه مردي تمايل دارد که با زن مورد نظر در هنگام رابطه جنسي، بصورت ورود آلت به مقعد نيز داشته باشد و زن نيز همينطور. اما آيا مرد در اين موارد لذتي بيش از ورود آلت به مهبل ميبرد؟ وقتي هم مهبل و هم مقعد اثر فشارنده بر آلت اعمال ميکنند، پس چرا بايد ورود آلت به مقعد لذت ديگري غير از ورود آلت به مهبل داشته باشد؟ (آنطور که اين فيلمها نشان ميدهند) تازه مهبل فشار سرتاسري بر آلت اعمال ميکند و نيز در هنگام دخول کامل، اثر فشاري بر انتهاي آلت نيز دارد! فشار بر آلت هنگام ورود به مقعد بصورت فشار بر يک سطح مدور کم عرض است. همچنين کثيف هم هست! برخلاف مهبل که تميز است.
2- در هنگام تهيه اين فيلمها کارگردان بسيار دقت ميکند که هنرپيشههائي را انتخاب کند ( چه زن و چه مرد)که هر چه بيشتر هم خوشگل باشند و هم خوشاندام يا خوشهيکل باشند.
3- با توجه به اينکه شدت بروز اُرگاسم هميشه {يکسان و يک شدت} نميباشد و مدت آن هم همينطور و تابع شرايط فکري و جسمي و يا وجود خستگي يا استرسها ميباشد (درجاي ديگري از سايت عوامل مختلف را بحث خواهيم کرد) در اين فيلمها هميشه مواقعي را نشان ميدهند که هنرپيشهها در بهترين حالت هستند يا وانمود ميکنند هستند! حداکثر شدت و طولانيترين مدت ارگاسم را به نمايش ميگذارند.
4- بسياري از اين فيلمها نمايش «رابطه جنسي غيرمتداول چند انسان با يکديگر» (مثل 2زن با يک مرد يا 2مرد با يک زن) را نشان ميدهند. اگر ما بتوانيم دقيق حقيقت اين نوع فيلمها را بررسي کنيم متوجه اين نکته مهم ميشويم که با توجه به اينکه انسان ظرفيت محدودي براي درک لذت دارد مثلا اگر يک مرد در حال رابطه جنسي با يک زن است (و مثلا در حال ارگاسم نيست) اگر هم زمان يک زن ديگر با آن مرد رابطه جنسي بخواهد برقرار کند:
زن دوم ميتواند در اين موقع لذت جنسي ببرد ولي اولا نه به اندازه زن اولي (مگر آنکه زن اولي از ميزان رابطه جنسي که تاکنون داشته بکاهد!) و ثانيا زن اول مجبور خواهد بود براي آنکه زن دوم بتواند (مقداري) رابطه جنسي برقرار کند، خودش مقداري از ميزان رابطه جنسي خود بکاهد يعني لذت کمتري ببرد! و از همه مهمتر آيا مرد (از رابطه با 2زن بجاي يک زن) لذت بيشتري ميبرد؟ آيا وارد شدن آلت او در واژن ديگري لذت متفاوتي ميدهد که لذت آن فرق ميکند؟ يا دستمالي پستانهاي زن ديگري – که شايد حداکثر کمي بزرگتر يا کمي کوچکتر باشد- لذت بيشتري ميدهد؟ اگر فکر بکنيم که «آري» از کسانيکه اينکار را کردهاند بپرسيم لذت بيشتري ميدهد؟
نکات عملي :
درحقیقت موقع تماشای این فیلمها چنین به ما القاء میشود که «افرادیکه در این فیلم هستند از رابطه جنسی خود بسیار لذت میبرند و لابد بسیاری از انسانها هم همینطور هستند در حالیکه من یا از چنین رابطه جنسی محروم هستم یا اینکه میزان لذت من بسیار کمتر از این افراد ( و بسیاری از افراد جامعه) است پس من بدبخت و بیچاره هستم!» پس آیا عاقلانه است ما به تماشای چنین فیلمهائی مشغول شویم؟ آیا بهتر نیست هرگاه که میل جنسی داشتیم به سراغ همسرمان برویم و با او عشقبازی کنیم بجای آنکه عشقبازی دیگران (اگر واقعأ عشقبازی باشد که تقریبأ در همه موارد نمایشی از عشقبازی است و نه واقعیت)را تماشا کنیم و افسوس بخوریم؟ پس تحت تاثیر وسوسه کوته"نظران را در تشویق ما به تماشای چنین فیلمهائی قرار نگیریم! بخاطر داشته باشیم با تماشای چنین فیلمهائی علاوه بر اتلاف وقت و عمرمان، فقط به افکار خودمان و( اگر همسر داشته باشیم) همسرمان آسیب میرسانیم!