قدرت تطبیق با محیط و سرعت آن
سوال: فرق مهمی که بین انسان و حیوانات وجود دارد که اگر ما آن فرق مهم را توجه بیشتری کنیم و تقویت کنیم پیشرفت مهمی میکنیم!
تطبیق با محیط چیست؟ آیا نمایشی از ضعف بشر است؟ آیا ممکنست غیر از نمایشی از ضعف فرد باشد یا غیرممکن است بجز ضعف فرد دلیل دیگری برای چنین طرز فکری باشد؟
بیائیم موجودات کرة زمین را بررسی کنیم. کدام موجود زندة موجود بر کره زمین در تمام نقاط این کره زندگی میکند از قطب شمال در حداکثر سرما گرفته تا قطب استوا در جنگلهای بسیار مرطوب و گرم تا صحراهای عربستان در اوج گرما و بادهای گرم و سوزان و شنهای روان تا حتی قطب جنوب زمینی که نه تنها در اوج سرما است بلکه هیچ مسیر بجز راه آبی یا در حقیقت مسیر یخی ندارد! در تمام این نقاط فقط بشر در همة آنها وجود دارد. حتی بشر مدتهاست شروع به سفر به سیارات دیگر کرده است. آیا بشر قدرت بدنی زیادی دارد که بقیه ندارند یا قدرت اختفاء قوی یا پرواز یا شنا در زیرآب یا بالاخره فقط علم و دانش و بس؟
علم ( و در نتیجهاش) قدرت تطبیق با محیط در بشر یکی از ارزندهترین علوم بشر است. بخشی از این علم مربوط به توانائی او با محیط غیرجاندار اطرافش مانند باد، سطح زمین، آب و بخشی با سایر حیوانات و بالاخره بخشی مربوط به سایر انسانهاست.
در این قسمت این علم ما میآموزیم با سایر انسانها چگونه برخورد کنیم. هدف ما چه باشد و مسیر ما چگونه باشد. مثلأ میتوان اهداف ما از رابطه با سایر انسانها ایجاد اتحاد و شادی و لذت ترقی و تبادل علوم و افزایش آن باشد.
شاید یک مثال غیرمهم مناسب باشد زیرا که مثالهای غیرمهم ولی مکرر و از دیدگاههای جدید مانند {قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود} است. در هر جامعهای رسوم و سنتهائی وجود دارد که سبب تسهیل و تسریع شناخت یکدیگر و همکاری و رسیدن به مقصود ما میگردد اما مسلمأ برخی انسانها به دلائل فردی نباید (یا نمیتوانند) از این سنتها تبعیت کنند. در زمان برخورد هر یک از ما با چنین رفتاری چه باید بکنیم؟ آنچه مرتبط با موضوع بحث ماست تطبیق ما با یکدیگر است. مسلم است فردی که برخلاف عرف جامعه رفتار میکند بدلائلی نمیتواند (یا نباید) از عرف تبعیت کند. دراینصورت ما آیا باید با او مخالفت کرده و او را مجبور به تبعیت از عرف کنیم یا بیتفاوت باشیم؟
شاید یک پاسخ مناسب این باشد هرچند ما وظیفه داریم به عنوان یک عضو این جامعه او را وادار کنیم (بنا به دلائلی که در هر جامعهای عرف ایجاد شده است) از عرف تبعیت کند اما
ما بتوانیم:
1. در کوتاهترین زمان متوجه شویم زمان و مکان و توانائی مناسبی برای انجام وادار کردن او داریم؟
2. در کوتاهترین زمان متوجه شویم امکان تطابق نفع او و نفع جامعه (عرف) را داریم؟
3. در کوتاهترین زمان متوجه شویم نفع کلی جامعه یا فرد ارجح است؟ مثلأ ممکن است جامعه بتواند ضرر موقتی و اندکی را تحمل کند اما فرد نتواند ضرر بزرگتری را تحمل کند؟ مثلأ در جامعة فعلی ما حجاب سنتی اسلامی برای بانوان مفیدتر است، اما ممکنست خانمی بنا به این دلیل که میاندیشد حق او در کسب امکانات جامعه با داشتن چنین حجابی واضحأ کاهش مییابد در این صورت شاید دخالت نکردن در رفتار غیرعرفی او صلاح باشد. در عین لازم است به او کمک کنیم تا راههائی را پیدا کند تا بتواند ضمن داشتن حجاب موافق عرف ما به امکانات مطلوبش برسد.
4. در کوتاهترین زمان متوجه شویم آیا ما میتوانیم واقعأ و نه ظاهرأ سبب تغییر رفتار غیرعرفی او شویم یا فقط تصور میکنیم که موفق به چنین کاری شدهایم و در حقیقت صورت مسئله را پاک کردهایم؟
5. در کوتاهترین زمان متوجه شویم رفتار او غیرعرفی است و این رفتار غیرعرفی او خطری برای ما ندارد بلکه فقط یک تغییر است و مسلمأ ما نیاز به تعجب کردن و اعلام تعجب خود به اطرافیانمان نداریم. همانطوریکه هرچند همیشه ما دیدهایم تختخواب ما در ضلع غربی اطاق خوابمان با روتختی صورتی است اما امروز به منزل آمدیم و دیدیم که در ضلع شرقی است و روتختی هم آبی شده است، مسلمأ نیازی به تعجب کردن و اعلام تعجبمان به اطرافیانمان نداریم، هرچند ضروری است دلیل این تغییر و عامل آن را متوجه شویم. همین مسئله در سایر رفتارهای غیرعرفی است. اگر خانمی حجاب سنتی و عرفی ندارد و در خیابان بسادگی قدم میزند لازم به تعجب و نقل قول و طرح آن به سایرین نیست. یا مردی با ریش و موی بسیار بلندی در خیابان قدم میزند. شاید هر دوی اینها نیاز دارند دیگران به آنها توجه کنند؟ و شاید توجه دیگران به آنها سبب تشدید مشکل آنها میگردد. مثلأ خانمی که بدون حجاب سنتی عرفی در معایر عمومی ظاهر شده است تصور میکند نیاز به توجه دیگران برای یک زندگی مناسب دارد؟ اما اگر ما به او توجهی بیش از توجه به سایر بانوان نکنیم او متوجه شود که او به توجه بیشتری برای یک زندگی مناسب ندارد و میتواند بدون نیاز به توجه دیگران زندگی مناسبی داشته باشد؟
پس با این حرفهائی که شما زدید «عضو حزب باد باشیم؟!»
نه باد اصلأ کافی نیست عضو حزب طوفان باشیم. هرآنچه در مقابل ما ایستاد و نخواست با سرعت بالای پیشرفت علم حرکت کند نابود کنیم!
|