نسل نوابغ
سوال: «نابغه» انسانی فوقالعاده نادر است آیا میتوان به نسلی از آنان دست یافت؟
آیا نسل نوابغ دست یافتنی است؟ شاید باشد. در طول نسل بشر نوابغ گاهگاهی ظهور میکردند و در زمان ظهور آنان بشر حرکتی مینمود اما پس از فوت آن نابغه بشر مجددأ دچار رکود و توقف میشد. چرا؟
چرا نوابغ نمیتوانستند نوابغ دیگری مانند خویش را بسازند؟ باضافع نوابغ معمولأ و اکثرأ هریک در یک یا دو رشته (یا معدود رشتهها) دارای اثر بودند و در سایر رشتهها چندان تأثیری در زندگی بشر نمیگذاشتند. شای تنها استثناأ که هم نوابغ نوابغ دیگری مانند خود را بوجود میآوردند و پس از خود چراغ علم خاموش نمیشد و باضافه آن نوابغ در چندین و شاید تمامی رشتهها فعالیت میکردند { 14 معصوم} بودند!
نوابغ معمولی مثلأ انیشتین و نیوتن در فیزیک و آبراهام لینکلن و کورش کبیر و هیتلر و ناپلئون (خطاهای ایندو جداگانه قابل بحث است) در سیاست و ابوعلی سینا و کخ در پزشکی ظهور کردند و نیز نتوانستند پس از خود نسل نابغهای مانند خود ایجاد کنند!
ما باید سعی کنیم نسلی مانند 14 معصوم را مجددأ ایجاد کنیم یعنی {نسل نوابغ} تفکر اینکه آنان معصوم بودند و چون بیش از حد معمول متعالی بودند ما حق نداریم تصور کنیم که بتوانیم بیش از گذشته به آنان نزدیک شویم (چه از نظر تفکر و گفتار و پندار و کلأ شیوة زندگی) تصوری بر پایة یأس و نومیدی است و خصوصأ قطعأ آنان با این تفکر غلط شدیدأ مخالف هستند. به همین منظور باید گروهی افراد تحصیلکرده از رشتههای مختلف و مرتبط با این موضوع (خصوصأ روانشناسی، پزشکی، سیاست، اقتصاد و ...) در یک تحقیق مرتبط و هماهنگ تحقیق گستردهای را آغاز کنند تا بررسی کنند.
· نوابغ چه خصوصیاتی داشتند؟
· چرا برخی نوابغ در 1-2 زشتة علمی فعال بودند و برخی در همه علوم؟
· چرا بجز 14 معصوم سایرین نتوانستند نسل نوابغ را ایجاد کنند؟
· و از همه مهمترین چگونه میتوانیم نسل نوابغ را ایجاد کنیم و سپس به این هدف برسیم که
· چگونه میتوان تمامی نسل بشر جزء همین نسل نوابغ بشوند؟ و انسانی در خارج از این نسل نوابغ نباشند تا به گونهای از نسل بشر برسیم که خصوصیاتی که ما اکنون به عنوان نابغه بودن یک فرد میشناسیم در تمامی آن نسل بشر وجود داشته باشد و بشری که فاقد چنین خصوصیاتی نباشد دیگر بوجود نیاید. هانطوریکه بشر امروز توانسته است انسانی مبتلا به آبله (یا آنتیبادی آن) دیگر وجود نداشته باشد و نیز سعی فراوان میکنیم تا انسان مبتلا به برخی کمخونیها یا امراض ژنتیک دیگر جزء انسانها بوجود نیایند، همین هدف را در خصوصیات نابغه بودن بشر ایجاد کنیم و اگر در آن جامعه فردی بدون خصوصیات نابغه بودن بوجود آمد بسیار استثنائی باشد و فردی که کوتاهی کرده و سبب شده انسانی بدون خصوصیت نابغهگی بوجود آید شدیدأ مؤاخذه گردد.
در عصر فعلی به نظر میرسد دولتها به زمان فراغت انسانهای بصورت مدت زمانیکه باید پر شود فقط با توجه به اینکه سبب منحرف نشدن آن انسانها نگردد (مثلأ سبب انجام اقدامات غیرقانونی نشود) درغیر این صورت دیگر تفاوتی نمیکند بچه صورتی این زمان پر گردد و باید برای جلب نظر آنان این مدت زمان بصورت کاملأ آزادی توسط آنان پر گردد و دولت دخالتی در این زمان اعمال نکند (آزادی نحوة انتخاب زمان فراغت) به عبارت دیگر این مدت زمان فقط منجر به لذت انسانها گردد و هدف دیگری نیاز به اعمال نیست.
اما اکنون این نظر را مطرح میکنیم شاید این نظر بهتر از روش کنونی باشد. با توجه به اینکه لذت انسان قابل تغییر و قابل تطبیق است پس میتوان با مقداری اعمال تغییرات در نحوة سپری کردن مدت زمان فراغت انسانها توسط دولتها انسانها را وادار به اصلاح نحوة زمان فراغت به نحوی شود که انسانها این مدت زمان را بصورت تحصیل علم و بکار گیری روشهای جدید و حل مسائل جامعه بکار گیرند. مثلأ ممکن است {بازی بیلیارد بعلت اینکه منجر به تقویت بدن نگردد (مانند ورزشهای شناخته شده) اما مدت زمانی از زمان انسانها را پر کند}دولتها به این مسئله بجای دیدگاه فعلی {انسانها آزاد هستند نحوة انتخاب زمان فراغت خویش را خودشان انتخاب کنند لذا نحوة سپری کردن این زمان ارتباطی به دولت ندارد} دیدگاه جدید و پیشرفتهتر و متعهدانهتر و مسئولانهتری را بدین صورت انتخاب کند: {چون میتوان بدون اعمال اقدامات اجباری و بلکه اقدامات تشویقی و تدریجی و نه ضربتی و شدید مدت زمان اوقات فراغت افراد جامعه را دولت به نحوی تنظیم کند که افراد به تحصیل علم و حل مسائل جامعه و پیشرفت جامعه تنظیم کرد مثلأ بتوان برنامهای ریخت که افراد از تدوین برنامهها و روشهای جدید لذت بیشتری از تفریحاتی مانند بیلیارد ببرند زیرا که افراد درنتیجه اقدام خود علاوه بر لذت حاصله از فعالیتهای خودشان بعلت حل مسائلی از جامعه به ثروت و ارزش اجتماعی بیشتری دست یابند}
نکته در این است به نظر رسیدن مشکل و بعید بودن احتمالی تدوین چنین {برنامهای توسط دولتها که اوقات فراغت انسانهای جامعه به نحوی تنظیم گردد که افراد آن زمان را در مسیر کسب علم و بکارگیری آن در حل مسائل زندگی طی کنند و هم لذت کافی ببرند، لذتی که نه تنها کمتر از زمان تفریح معمولی نباشد بلکه حتی لذت بیشتری حاصل گردد} مسلمأ در اولین بار انجام چنین برنامهای احتمالأ ممکن است مشکل باشد اما نه تنها فایده و تاثیر آن در ترقی و پیشرفت جامعه عظیم است بلکه در تدوین برنامه های بعدی دیگر مشکل بار اول نخواهیم داشت.
در جوامع کنونی افراد بشر برنامههای زندگی خود را (غیر از مدت زمانی که دولتها برای آنان برنامهریزی کرده است که عمدتأ زمان کار میباشد) تقریبأ به 2 هدف عمده میتوان تقسیم کرد: 1-تفریح و لذت صرف (برنامه مسافرت مهمانی تماشای مسابقات و...) 2- کسب ثروت بیشتر (خرید منزل جدید اتومبیل گرانقیمتتر و ..)
اما یک دولت قدرتمند باید بتواند با برنامهریزی دراز مدت افراد جامعه را بسوی دیگری تشویق کند بطوریکه در یک جامعة پیشرفته (در آینده قطعأ بدینگونه خواهد بود): افراد بشر برنامههای زندگی خود را به نحوی تنظیم کنند که به هدف کسب علم و بکارگیری آن علم در حل مسائل جامعه بکار گیرند.
|