جستجو درسایت
بخش
برای جستجو مناسب و دقیق در سایت کلمه مورد نظر جستجو را وارد ، بخش را انتخاب و سپس کلید جستجو را فشار دهید
 

 غذای سنتی یا علمی؟ اگر دچار لاغری مفرط شویم چه کنیم؟روش محاسبه کالری در مواد غذائی

کاش میشد بدون کم خوردن لاغر شد! آیا واقعأ راهی هست؟ شاید!

چنین اعتقادی در بین مردم وجود دارد که افرادیکه اضافه وزن دارند برای لاغر شدن جز کم خوردن راهی ندارند درحالیکه در کم خوردن خطر کمبود برخی مواد غذائی مانند ویتامینها و عناصر نادر وجود دارد و در پر خوردن هم خطر بیماری چاقی پس تنظیم مقدار متعادل مشکل است. اتفاقأ همینطور است اما ضرب المثل {چون مسئله حل شود آسان شود} برای همین مسئله اکنون صدق میکند که خوشبختانه علم این مشکل را حل کرده است و لذا برای کسانیکه اهل کسب علم و دانش هستند مشکل چاقی ندارند و مسئله آسان حل شده است پس شما هم بیائید جزء کسانی شوید بعلت داشتن علم و دانش مسئله‌ای به نام چاقی ندارند.

برای داشتن بدنی با اندام متناسب و زیبا نیاز به کم خوردن نیست فقط نیاز به خوردن نه بر مبنی سنتها، بلکه بر مبنی علم و دانش است!

به عبارت دیگر کنار گذاشتن سنتها برای انسان کار ساده‌ای نیست بلکه کمی و اندکی همت و توجه میخواهد (مگر آنکه مجبور شود). به همین علت علیرغم دانستن چنین نکته مهمی مثلأ در خانه‌ای که دختر و زن خانواده دچار اضافه وزن (چربی) است اما مرد و پسر خانواده چنین مشکلی ندارد زن و دختر مایلند برای پیدا کردن اندام متناسب دیگر روش سنتی غذا خوردن را کنار گذاشته (دیگر با غذای خود پلو و نان نخوردن و ماکارونی و کره و مشابه را قطع کنند اما بجایش میوه سبزیجات لبنیات آجیل بخورند) اما مرد و پسر خانه چون مشکل فوق را ندارند احساس نیاز به تغییر عادت خود نمیکنند و (بعلت خودخواهی) با تصمیم آنان مخالفت میکنند و همچنان خواهان مصرف غذاهای سنتی هستند. ولی اگر مرد و پسر کمی بجای خودخواهی به فائده جمع خانواده اهمیت دهند یا اینکه توجه کنند اگر آنان اکنون چنین مشکلی ندارند بهرحال روش غذا خوردن سنتی نارسائی‌های شدید و مهمی دارد روزی آنان هم (حتی اگر دچار چاقی نشوند)  بعلت افزایش چربی خون یا بیماری فشار خون و بیماری عروق قلب و بیماری قند، مجبور خواهند شد رژیم غذائی سنتی خود را به رژیم علمی تغییر دهند.

یک نکته در رژیم غذائی علمی است که برعکس رژیم غذائی سنتی که باید هر فرد در انتهای هر وعده غذائی احساس سیری کند (به عنوان یک معیار مهم و ارزشمند در تعیین کافی بودن مقدار غذا خوردن) اما در رژیم غذائی علمی فرد با اطلاع از اینکه احساس سیری معیار قدیمی کافی غذا خوردن است و اکنون بجایش از مقدار غذای مناسب استفاده کرده که عبارتند از مقدار حجم غذایی که نسبت به مقداریکه فبلأ در آن حد سبب احساس سیری میشد منهای 1-3 لقمه کمتر باضافه اینکه فرد مطلع است از اینکه بدن انسان پس از احساس گرسنگی اگر مقداری غذا بخورد که احساس گرسنگی قطع شود بدون آنکه احساس سیری ظاهر گردد تا مدتی (حدود وعده بعدی غذا) احساس گرسنگی نخواهد کرد! پس اصلأ نیاز به {رسیدن به احساس سیری} برای اطمینان از اینکه {تا وعده بعدی غذا احساس گرسنگی بی‌مورد و بی‌جا نخواهد کرد} ندارد.

پس پاسخ سوال فوق اینست که میتوان بدون کم خوردن لاغر شد (و از مبتلا شدن به عوارض احتمالی کم خوردن مطمئن بود) بشرطی که رژیم غذای سنتی را کنار گذارده و رژیم غذای علمی را بجایش انتخاب کنیم و از اینکه مانند بقیه غذا نمیخوریم خجالت نکشیم. اگر همه خود را بداخل چاه بیاندازند ما هم باید همین کار را کنیم؟!!

غذای سنتی یا علمی؟

اگر ما به میزان نوع مواد موجود در غذاهای سنتی خود آگاه شویم و تفاوت آن را با میزان لازم در غذاها که طبق علوم پزشکی مطلع شویم متوجه لزوم شدید و فوری تغییر نحوه غذا خوردن خود از غذاهای سنتی به غذاهائی که بر مبنی علم روز باید باشد میشویم!

در غذاهای سنتی عمومأ میزان کربوهیدرات 50٪ مواد پروتئینی آنهم عمدتأ‌ حیوانی که آغشته به چربی جامد است، 30٪ ویتامینها (بصورت قابل جذب) 10٪ عناصر نادر و آنتی‌اکسیدانها 10٪ هستند. درحالیکه طبق علم پزشکی در افرادیکه در معرض خطر گرسنگی نیستند (مانند شهرنشینانی که حداقل درآمدی دارند که احتمال ابتلاء به امراض ناشی از کمبود مواد غذائی بعلت فقر مادی تقریبأ وجود ندارد) و نیز در شرایط کار بدنی یا ورزشی شدیدی نیستند مانند ورزشکاران حرفه‌ای یا کارگران ساختمانی ساده باید میزان کربوهیدرات 10٪ مواد پروتئینی (آنهم عمدتأ گیاهی مگر اندکی حیوانی برای بانوان یا ورزشکاران حرفه‌ای و اطفال در حال رشد) 30٪ ویتامینها (بصورت قابل جذب) 30٪ عناصر نادر و آنتی‌اکسیدانها 30٪ باشد!  این افزایش مصرف مواد کربوهیدراتها به میزان 40٪ بازاء کاهش مصرف مواد آنتی‌اکسیدان و عناصر نادر و ویتامینها به همین مقدار عامل اصلی بروز ناگهانی بیماری چاقی و عوارض حاصله (مانند امراض قلبی عروقی دیابت کمردرد) شده است.

اگر دچار لاغری مفرط شویم چه کنیم؟

افرادیکه تصمیم میگیرند به چاقی خود خاتمه بدهند معمولأ این نکته به ذهنشان خطور میکند: «که هرچند چاقی عوارض مهمی دارد اما اگر دچار لاغری مفرط و شدید شویم آنهم عوارض بسیار خطرناک دیگری دارد، در آنصورت چه کنیم!؟»

این فکر همیشه به ذهن افرادیکه در حال شروع به تصمیم گرفتن برای لاغر شدن هستند خطور میکند، اما باید این افراد به چند نکته توجه کنند:

·         ظهور لاغری مفرط ناگهانی نیست بلکه تدریجی است و فرد فرصت کافی برای متوجه این مشکل شدن دارد.

·     لاغری مفرط (که ناشی از بیماری خاصی نباشد و فقط ناشی از «تصمیم فرد مبنی بر نخوردن غذا» باشد) به سادگی قابل برگشت است و نیاز به هیچ درمان تخصصی مشکل و درمان با داروهای خاصی نیست.

·     لاغری مفرط بیماری نهفته و مخفیانه‌ای نیست و تشخیص آن برای هر فرد شهرنشینی که آنقدر اطلاعات و علم دارد {که به لزوم لاغر شدن خود در زمانیکه چاق است آگاه است و تصمیم به اینکار گرفته است} ساده و سریع میباشد.

پس در زمانیکه لازم است وزن چربی خود را کاهش دهیم (از یک دیدگاه چاق هستیم) به هیچ وجه نباید از خطر لاغری مفرط بترسیم و لاغر شدن چربی را مشابه افتادن از چاه به چاه دیگری فرض کنیم‍. هرچند بدیهی است لاغری مفرط عوارض واضحی و شدیدی دارد اما این موضوع به تصمیم افرادیکه میخواهند وزن چربی خود را کاهش دهند همانقدر ارتباط دارد که از خطر ابتلاء به اسهال ناشی از شسته نبودن میوه‌ها بترسند و چنین نتیجه‌گیری کنند: «پس با احتمال وجود چنین خطری از خوردن میوه‌ها خودداری کنیم!»

روش محاسبه کالری در مواد غذائی

{ضرورت محاسبه کالری مواد غذائی (برای جلوگیری از بروز چاقی همزمان با جلوگیری از بروز کمبود کالری) برای هر فرد شهرنشین} نکات مهمی دارد. شامل

o    محاسبه کالری مواد غذائی کار آسانی نیست و عملأ فقط متخصصین تغذیه به این روش آموزش لازم را دیده‌اند و توان کافی برای انجام اینکار را دارند. حتی برای پزشکان داخلی (مگر در این مورد کار کرده باشند) هم کار آسانی نمیباشد.

o    انجام کاری (محاسبه کالری غذاها) که فقط از عهده افراد اندکی از متخصصین جامعه مقدور است آیا برای اکثر افراد جامعه مقدور است مگر با صرف هزینه فراوان و گزاف و صرف وقت زیاد!

o    تشویق افراد جامعه به انجام چنین کار مشکلی به هدف حل مشکل چاقی چه تاثیری میگذارد؟ آیا سبب خستگی مردم و بالاخره منصرف شدن آنها از حل مشکل چاقی یا حداقل منصرف شدن بخشی از جامعه نمیشود؟!

o    درحالیکه راه حل عملی‌تر و آسان‌تری وجود دارد. اینکه توجه به اینکه افراد چاق یعنی هم‌اکنون چاق هستند و مشکل فعلی آنان چاقی است! درنتیجه باید:

1.    در درجه اول به حل این مشکل اندیشید خطر کمبود کالری (لاغری) خطری نیست که این افراد چندان در معرض باشند و اهمیت به این مشکل بدهیم!

2.    خطر لاغری فردی که اکنون چاق است ناگهان رخ نمیدهد، درنتیجه این افراد زمان کافی برای بررسی خود در مورد احتمال تبدیل از وضعیت چاقی به لاغری را دارند و بیهوده این افراد که هم‌اکنون درگیر مشکلی هستند که آن را لاینحل می‌بینند از عارضه حل آن مشکل نترسانیم. مانند بیماری که نیاز فوری به درمان دارد و از عوارض بیماری در رنج است، از خطر عوارض داروی آن چنان بترسانیم که از تصمیم خود به درمان بیماری فعلی منصرف گردد و به تحمل بیماری فعلی، خود را عادت دهد!

محاسبه کالری را به متخصصین تغذیه واگذار کنیم و بیهوده دیگران را درگیر کاری که چندان به روش آن مطلع نیستند تشویق نکنیم!

هنر آشپزی

شباهت علم با هنر در اینست که بخشی از علم بشر که معیارهای اندازه‌گیری آن مشخص باشد و نیز سایر جنبه‌هایش نسبتأ مشخص باشد علم نامیده میشود اما اگر آن موضوع معیارهای اندازه‌گیری آن مشخص نباشد و نیز برخی جنبه‌هایش نسبتأ مبهم باشد هنر نامیده میشود. تا وقتی که زیبائی بینی انسان (خصوصأ بانوان) مشخص نبود، زیبائی و درک آن هنر نامیده میشد اما از زمانیکه پزشکان جراح پلاستیک و زیبائی جنبه‌های مختلفی از آن را کشف کردند و معیارها و زاویه‌های آن را کشف کردند از محدودة هنر خارج و وارد محدوده علم شد. اما آیا اکنون که بسیاری از نکات علمی فواید هر نوع ماده غذائی مشخص شده است هنوز اهمیت دادن به زیبائی غذا مزة آن و تنوع دادن در محدوده هر نوع غذا مهم است؟ آیا بهتر نیست بجای هنر آشپزی علم تغذیه را هدف خود قرار دهیم؟

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وب سایت مسیر اندیشه میباشد
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است
طراحی و پشتیبانی توسط : داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت